ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٩ - ترجمهء خطبهء شانزدهم سخنى از امير المؤمنين عليه السلام ، در آن هنگام فرمود كه در مدينه با او بيعت كردند
تفسير عمومى خطبهء شانزدهم
تفسير عمومى خطبهء شانزدهم ٢ ، ٣ - ذمّتى بما اقول رهينة و انا به زعيم ( تعهدم را در گرو سخنى كه مى گويم ، قرار داده ضمانت آن را به عهده مى گيرم ) .
شخصيتم را در گرو سخنم مى گذارم
شخصيتم را در گرو سخنم مى گذارم من تنها سطح ظاهرى حياتم را با سخنان نغز و دلنشين نمى آرايم . تنها فصاحت و بلاغت در سخنورى را هدف خود قرار ندادهام . نكته دانى و نكته سنجى را حرفه اى براى باز كردن موقعيت در نظر مردم قرار نگزيدهام . و نمى خواهم بلبل آسا ترانهها سر دهم و انسانها را به خودم جلب نموده آنان را از نزديك شدن به گلها و رياحين واقعيات حيات باز بدارم . من : - < شعر > فاش مى گويم و از گفتهء خود دلشادم - < / شعر > كه سخنانم امواجى از اقيانوس حياتم مى باشد . آن حيات والا كه خدا هر كسى را ساغرى از آن بدست داده ، در اين دنيا به حركت و تكاپويش انداخته است .
هشياران تاريخ دردهاى زيادى را در روان بشرى تشخيص داده در صدد درمان آنها برمى آيند ، ولى اين درد مهلك را كه بشر با پرداختن به هنر نويسندگى و سخنورى ، ارزش معانى و واقعيات را پايين آورده وسيله را بجاى هدف گرفته است ، توجهى نكردهاند اين مسئله كه انتخاب كلمات و تنظيم جملات بايستى رسا و بيان كنندهء معنى و مقصود باشد ، اصل بسيار با اهميتى است كه زيبايى و هنر سخن گفتن را به عنوان وسيلهء اساسى وصول به معنى معرفى مى كند ، نه آرايشى براى شخصيت گوينده .
هشيار باشيد :