ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٦ - پيروزى از خدا و براى خداست و بس
جنايتكارانه اى است كه كشنده را پيروز و كشته شده را شكست خورده مى نامند مگر كسى نيست كه به اين نامگذاران از حيات بىخبر بگويد : حالا كه در تعديل و تلطيف طبيعت بشرى و تربيت آن قدم برنمى داريد اقلا جنايتكاران را با كلمهء پيروزى مستتر و ديوانه تر نسازيد .
اگر شما اين كلمه را بكار نبريد و به كلمهء قاتل كفايت كنيد ، احتمال آن مى رود كه روزى آن جنايتكاران روياروى وجدان خود قرار بگيرند و اشكى چند به خودكشى خويشتن بريزند .
بياييد ، براى خدا و براى احترام قطرههاى خون ، تابلوهايى را كه منظرهء شكار گاهى را نشان مى دهد كه درندهء سرمستى حيوان بينوايى را با شكنجهء فوق تصور از پاى در مى آورد ، بسوزانيد نابود كنيد ، حيوانى كه نوزادهاى خود را در آشيانه مخفى كرده براى پيدا كردن غذا كوهها و درهها را درنورديده با حالت يأس ، در دامنهء كوهى چشم به افقهاى دور دست دوخته ، باشد كه برگ و نوايى براى نوزادان خود پيدا كند و رو بآشيانهء خود برود ، ناگهان درندهء سرمستى از راه مى رسد و متلاشىاش مى كند ، يا انسان درنده تر از وحشى جنگل ، نه براى رفع گرسنگى ، بلكه براى آنكه تيرش به هدف برسد آن جاندار بينوا را از حيات لذيذش محروم مى سازد نقاش هنرمندى پيدا مى شود و با حماسه اى مانند شراب كهن درندگان را مستتر مى نمايد اين منظرهء وقيح و جانسوز را بصورت تابلو در مى آورد و پولهايى كلان را از جريان زندگى مردم خارج كرده ، هم پول را كه براى جريان شئون اقتصادى مردم بوجود آمده است ، در آن تابلو راكد مى نمايد و هم حيات مردم را در آن تابلو به پوچى مى كشاند مى گويند : از تماشاى اين منظرهها لذت مى برند آرى ، كسانى كه درندگان ضد حيات را پيروزمند صدا مى كنند همانها هستند كه مى توانند حالت تنا آميز روحى را كه در هنگام تماشاى منظرهء ظالم كشنده و مظلوم كشته شده ، به وجود مى آيد ، لذت بنامند بينواى سيه روز ، اين لذت نيست ، بلكه نوعى از تلاطم تناقض