ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٦ - قيام دائمى و همه جانبه براى عدالت
« من » او در دست ديگران است ، زيرا از عدالت كه قانون حيات است ، محروم و بدور است و هرگز موفق به حركت در صراط مستقيم نخواهد بود . اين بينوايان هر كجا بروند و هر راهى را انتخاب كنند ، خيرى در آن راه نخواهند يافت .
عمرى در تناقض ، حياتى در تضاد ، اينست سرگذشت و سرنوشت اين شكست خوردگان حيات . در صورتى كه : در برابر اين محروم از حيات ، آن فرد و جامعه ايست كه واقعيتها را دارا بوده ، سخنى در بارهء آنها دارد و داراى قدرت بر حيات است و در صراط مستقيم حركت مى نمايد .
آرى ، اين بينوايان هر كجا بروند و هر راهى را انتخاب كنند ، خيرى در آن جهت و راه نخواهند يافت . حياتى غوطه ور در تضاد ، عمرى در تلاطمهاى تناقض ، اينست سرگذشت و سرنوشت پايدار آن فرد يا جامعه اى كه عدالت را براى حيات نپذيرفتهاند ، در صورتى كه براى زندگى قابل تفسير و توجيه :
< شعر > قول و فعل بىتناقض بايدت تا مگر زين ره درى بگشايدت سعيكم شتّى تناقض اندريد روز مى دوزيد و شب برميدريد < / شعر > مولوى ٩ - ( إِنَّ الله يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسانِ ) [١] .
( خداوند دستور به عدل و احسان مى دهد ) .
در اين آيه از قرآن مجيد ، يك اصل بسيار اساسى مورد دستور قرار گرفته است كه جامعيت دين اسلام در بر همهء جوامع و براى هميشه روشن ساخته است براى توضيح اين اصل مجبوريم مقدمه اى را يادآور شويم : موقعى كه كلمهء عدل و عدالت را بكار مى بريم ، مسلم است كه رفتار مطابق با قانون را مطرح مى كنيم .
از طرف ديگر مى دانيم كه همهء انسانها در همهء احوال و موقعيتها قدرت كشش قانون را ندارند ، چه بسا كه اقلا براى اجراى قانون احتياج به ارفاق و نرمش و احسان و حتى اشباع مقدارى از عواطف پيدا مى شود ، يا موضوع و رويدادى كه در مجراى اعمال عدالت قرار گرفته است ، داراى ابعادى است كه تفكيك و
[١] النحل آيهء ٩٠ .