ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٨ - ترجمهء خطبهء شانزدهم سخنى از امير المؤمنين عليه السلام ، در آن هنگام فرمود كه در مدينه با او بيعت كردند
آگاه باشيد ، اوصاف تقوى چونان مركبهايى رامندكه انسانهاى متقى سوار بر آنها گشته ، زمام بدستراهى بهشت الهى اند .
حقى وجود دارد و باطلى و هر يك براى خود اهلى مخصوص دارداگر باطل در افزايش باشد ، تازگى ندارد ، زيرا هواخواهان باطل از قديم در اكثريتاندو اگر در اقليت باشد ، [ نقصى براى حق نيست ] با اين حال اجرايش امكان پذير و قابل تحقق است . چه اندك است بازگشت آنچه كه روى گردانيده بگذشته خزيده است .
[ سيد رضى گفته است : « مى گويم : نكات عالى بلاغت و عظمتى كه در اين سخن كوتاه وجود دارد ، بالاتر از هر گونه تحسين و توصيف است [١] لذتى كه حكماء و كمال يافتگان از تعجب در محتواى اين سخن مى برند ، بيش از لذت درك نكات و حقايقى است كه در آن وجود دارد . در اين سخن به اضافهء آنچه كه گفتيم ، مزايايى از فصاحت وجود دارد كه هيچ زبانى ياراى گفتنش را ندارد و هيچ انسانى نمى تواند اطلاعى از وسعت و عمق آنها بدست بياورد .
آنچه را كه مى گويم ، هيچ فردى جز كسانى كه در فن بلاغت و نكته سنجى بمقام شايسته اى نايل شده به ريشههاى اصلى آن نفوذ نمودهاند ، درك نمى كند جز دانايان كسى قدرت تعقل اين سخنان را ندارد [٢] .
[١] جملهء سيد رضى چنين است : « ان فى هذا الكلام الادنى من مواقع الاحسان . . . » بعضى از شارحين نهج البلاغه كلمهء الادنى را بمعناى كوتاه و مختصر گرفتهاند . احتمال ديگرى هم هست كه مقصود از الادنى پايينترين مراتب باشد ، بنا بر اين ، معناى كلام سيد رضى چنين است كه كمترين نكات بلاغت و عظمت اين سخن در مرتبه اى بالاتر از تحسين و توصيف است .
[٢] العنكبوت آيهء ٤٣ .