ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٣ - شناخت حق و باطل و تفكيك راه آن دو از يكديگر
انحراف از قانون مى باشد . گروه ديگر مى گويند : حق عبارت است از آنچه كه شايستهء پيروى است و باطل آن است كه شايستهء پيروى نيست . جمعى ديگر مى گويند : حق و حقيقت آن است كه مفيد به حال انسانها باشد و هر چه كه بحال انسانها ضررى برساند ، باطل است .
يك تعريف شايع ميان صاحبنظران وجود دارد كه از همهء تعريفهايى كه در بارهء حق و باطل گفته شده است ، عمومى تر و شاملتر است اينان مى گويند : حق يعنى ثبوت ، و باطل در مقابل آن ، يعنى غير ثابت است . بنظر مى رسد هر يك از تعريفهاى مزبور جنبه اى از حق و باطل را مطرح مى كند و هيچ يك از آنها شناخت همه جانبهء حق و باطل را به عهده نمى گيرد . بتوضيح اين كه مطابقت حق با قانون چه طبيعى و چه قراردادى ، اگر چه قسمت عمده اى از حق را كه تطابق با قضاياى كلى منتزع از واقعيات است ، در بر مى گيرد ، ولى خود واقعيات را با قطع نظر از انتزاع قضاياى كلى ( قوانين ) شامل نمى گردد .
كسانى كه حق را با شايستگى پيروى تعريف كردهاند ، يك نقص مهم را در تعريف خود ناديده گرفتهاند و آن اينست كه موجودات عالم هستى واقعياتى هستند كه با روابط مخصوص به خود در جريانند ، و اين جريان حقيقت است [١] در صورتى كه پيروى از آنها معنايى ندارد .
همين اعتراض به تعريف سوم هم وارد است ، زيرا تحقق واقعى قوانين و اشياء ( با قطع نظر از فعاليت آدمى ) اعم از آن است كه مفيد به حال انسانها بوده باشد يا نه .
نقص تعريف چهارم در اينست كه مفهوم ثبوت را كه تقريبا مترادف با مفهوم
[١] اين مبحث با قطع نظر از تفسير جديد است كه در بارهء حقيقت و واقعيت بميان آمده است . تفسير جديدى را كه متفكران مغرب زمين در بارهء دو مفهوم مزبور ، دارند در تفسير و نقد و تحليل مثنوى مشروحا مورد بحث قرار دادهايم .