ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧ - تحليل داستان پيمانشكنان
كردهاند بشكنند و هيچ مقصودى جز انجام عمل عمره ندارند . على فرمود : بيعت مجدّد كنيد ، آن دو با سختترين سوگندها و پيمانها بيعت را تكرار كردند ، على به آن دو اجازه داد كه براى عمره بروند . وقتى كه آن دو بيرون رفتند ، على به اشخاصى كه حاضر بودند ، فرمود : سوگند به خدا ، آن دو را نخواهيد ديد مگر در شورشى كه به كشتار خواهند پرداخت . آنان كه حاضر بودند ، عرض كردند : يا امير المؤمنين ، دستور فرماييد : آن دو را برگردانند . فرمود : بگذاريد براه خود بروند تا قضاى خداوندى [ كه زمينه اش را خودشان فراهم ساختهاند ] بر سرشان فرود آيد .
اين دو نفر از مدينه خارج شده رهسپار مكه گشتند . بهر كس كه مى رسيدند ، مى گفتند : على بن ابي طالب بيعتى در گردن ما ندارد و بيعت ما با او از روى اكراه بوده است دروغ و افتراى طلحه و زبير به گوش على ( ع ) رسيد . فرمود : خداوند آن دو را از رحمت خود به دور و از آشيانهء زندگىشان آواره كناد . سوگند به خدا مى دانم كه آن دو با بدترين وضعى خود را خواهند كشت و كسى كه به آن دو نزديك شود ، شومترين روز را بر سرش خواهند آورد . آنان با دو قيافهء منحرف بر من روى آوردند و با دو چهرهء حيله گرى و پيمانشكنى از من برگشتند . سوگند به خدا ، آنان پس از اين روز مرا نخواهند ديد مگر در ميان سپاه خشن كه خود را در برابر آن به كشتن خواهند داد . دور از رحمت خدا شوند و محو گردند » [١] .
تحليل داستان پيمانشكنان ما با تحليل اين داستان شگفتانگيز ، به مسائل متعدد و با اهميت در اصول مديريت اجتماعى اسلام و جريانات دوران زمامدارى على عليه السلام آگاه خواهيم گشت و ضمنا با مقدارى از قوانين مكتبى اسلام كه در رفتار و گفتار امير المؤمنين
[١] شرح نهج البلاغه - ابن ابى الحديد ج ١ ص ٢٣١ تا ٢٣٣ .