ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩ - ١١ - پيمان شكنان سوگند مى خورند كه پيمان خود را نخواهند شكست
١٢ - پيمان شكنان از پديدهء پيمان الهى كه مقدسترين پديدهها است سوء استفاده مى كنند
١٢ - پيمان شكنان از پديدهء پيمان الهى كه مقدسترين پديدهها است سوء استفاده مى كنند اينست درد بى درمان روابط بشرى : اسكنجبينها صفرا مى افزايند آبحياتها زهر كشنده مى شوند روشنايىها كور مى كنند بلى ، در بازيگرىهاى ما انسانها :
< شعر > آتش از گرمى فتد مهر از فروغ فلسفه باطل شود منطق دروغ پهلوانى را بياندازد خسى پشه اى غالب شود بر كركسى < / شعر > ما انسانها اعجازهايى بالاتر از اينها هم داريم ، ما همان موجودات هستيم كه مى توانيم داد از علم و دانش بزنيم ، براى غوطه ور كردن ديگران در جهل و تاريكى .
ما مى توانيم با دم از وجدان زدن ، وجدانها را از فعاليت بياندازيم و با حمايت از انديشه و آزادى ، هر دو عنصر اساسى حيات را از كار بياندازيم .
از اين مطالب تعجب نكنيد ، زيرا خودمحورى پديده ايست كه هر گونه هست را نيست و هر گونه نيست را مى تواند هست نمايش بدهد . حتى مى گويد : مگر در فلسفههاى ايده آليستى نخواندهايد كه : آن چه كه واقعيت دارد ، « من » است ، « من » خود را بر مى نهد و سپس جز من را بعنوان سايه اى از آن ، برابر مى نهد ، آن گاه هستى را از آن استنتاج مى كند مدّعا را بنگريد و دليلش را كه براى بىاساسترين و مزخرفترين سخن هم استدلال فلسفى مى كنيم طلحه و زبير بيعت مجدد را براه انداختند ، تا بار ديگر قيافهء ربانى نشان بدهند و خود را از دليل و برهان نمايندهء واقعى حق و حقيقت ، دور كنند ١٣ - پيمان شكنان از عدالت رهبر الهى هم سوء استفاده مى كنند
١٣ - پيمان شكنان از عدالت رهبر الهى هم سوء استفاده مى كنند پس از حذف مناقشات و اختلافات لفظى و سطحى در بارهء تعريف ماهيت عدالت ، مى توان بيك جملهء مورد اتفاق نظر همهء صاحبنظران بعنوان توضيح دهندهء ماهيت عدالت رسيد ، و آن جمله عبارت است از : « رفتار مطابق قانون » بهمين جهت است كه عدالت در پيرو تقسيم قانون به اقسام مختلف ، متنوع مى باشد ، مانند : عدالت عواطف و احساسات ، عدالت اخلاقى ، عدالت حقوقى ، عدالت