ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٢ - قيام دائمى و همه جانبه براى عدالت
كه ارتباط با خدا دارد ، بكار مى رفته است كه در اصطلاح عمومى ما پيامبران مى باشند .
در جاى ديگر مى گويد : « از بيانات فوق معلوم شد كه قانون نويس نه زور بكار مى تواند ببرد و نه استدلال ، بنا بر اين ، بايد به وسيلهء ديگرى متشبّث شود كه بتواند مردم را بدون عنف و تشدد در راه بياورد و بدون اين كه آنها را از روى منطق متقاعد سازد ، يك قسم ايمان تعبدى در ايشان ايجاد نمايد .
بهمين جهت از قديم الايام مشايخ قوم و قائدين ملل مجبور شدند به مداخلهء آسمان متوسل شوند ، يعنى خود را مأمور عالم بالا خوانده دستورات عالى را كه زاييدهء فكر حكيمانهء خودشان بود به خدايان نسبت دهند تا مردم قوانين اجتماعى را مانند قوانين طبيعى اطاعت نمايند و همان قدرتى را كه خلق كنندهء انسان است ، تشكيل دهندهء جامعه بدانند و به طوع و رغبت به قوانين اطاعت كرده بارى را كه موجب سعادت عموم است ، بدون چون و چرا تحمل نمايند .
بهمين دليل بسيار عالى كه از حدود فكر عوام خارج است ، قانون نويس تصميمات خود را از قول خدايان نقل مى كند تا اين كه نفوذ كلمات آسمانى كسانى را كه تحت تأثير عقول بشرى واقع نمى شوند ، تكان دهد ، ولى همه كس اين قابليت را ندارد كه باسم خدايان صحبت نموده خود را مترجم و نمايندهء آنها بخواند و مردم او را باور نمايند .
روح بزرگ قانون نويس تنها معجزه ايست كه مى تواند صدق مأموريت آسمانى او را به خلق ثابت نمايد . هر كسى مى تواند مطالبى بر روى الواح سنگى نقر كند يا روابط دروغين خود را با خدايان به رخ مردم بكشد يا مرغى را تربيت كند كه در گوش او سخن گويد و يا وسايل مزخرف ديگرى براى فريب دادن مردم و تحميل فكر خود جعل نمايد ، حتى ممكن است يك همچو شخصى تصادفا گروهى ديوانه را دور خود جمع كند ، ولى هيچوقت تأسيس يك امپراطورى نخواهد نمود و تشكيلات بى سر و ته خود را با خويشتن بگور خواهد برد .
عظمت دروغين يا عناوين ظاهرى ممكن است مردم را فريب داده رابطهء