ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٠ - گنهكاران و پايان سرنوشت آنان
گفتم : آيا اين مطلب را شما با نظر به روش فكرى « راسل » مى گوييد ، يا نظر خودتان چنين است ايشان بدون معطلى گفتند : با نظر به مبناى فكرى راسل مى گويم : من پاسخ دادم كه ايشان هرگز نمى توانند وجود گناه و كيفر را منكر شوند ، زيرا ايشان صراحتا مى گويند : من وجود خدا را انكار نميكنم ، بلكه احتمال مى دهم خدا وجود داشته باشد ، بنا بر اين كه احتمال مى رود خدا وجود داشته باشد ، احتمال ديگرى هم مى رود كه خداوند اشخاصى را كه مطابق قوانين اجتماعى و اخلاقى ( حد اقل ) رفتار كنند ، مطيع و آنانكه بر خلاف آنها عمل مى كنند ، گنهكار محسوب نموده كيفرى را كه جز نتيجهء اعمال خودشان نيست در بارهء آنان مقرر بدارد .
سپس تأكيد كردم كه بر طرف كنندهء منطقى اين احتمال چيست ايشان بدون اين كه پاسخ اين سؤال را بدهند ، با صدا و لحنى كه دلالت به اطلاع كافى از موضوع داشت ، گفتند : مثلا موضوع ازدواج از تورات « موسى » باين طرف رسميت پيدا كرده است و پيش از موسى پديدهء ازدواج قانونى وجود نداشت اگر چه تأسف من از اين گونه اظهار نظرهاى ناآگاهانه ، درونم را ناراحت كرده بود ، ولى بجهت احترام به مقام دانش با كمال آرامش گفتم : آقاى دكتر ، شما قانون حمورابى را خواندهايد پاسخ داد : بلى ، بلى ، من آن قانون را ديدهام و هيچ ماده اى در بارهء ازدواج ننوشته است چون اين جانب در هنگام تدريسها و تأليفات فقهى و حقوقى ، قانون « حمورابى » را دقيقا مطالعه و تطبيق به قانون اسلام نموده بودم و از همهء مواد آن اطلاع داشتم بايشان گفتم :