ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٤ - جمجمه اى كه چون گوى بىاختيار تسليم چوگان الهى نباشد ، دير يا زود گوى پيش پاى قوانين طبيعت گشته ، راه نابودى را پيش خواهد گرفت
در اين هنگام كارزار كه محتويات مغزها در هم و بر هم و دلها در شورش و اضطراب غوطه ور شده ، گوش به صداى چكاچاك شمشيرها كه فضا را پر كرده ، فرا مده .
از هيكلهاى تنومند ، روى مركبها كه مانند كوهى سر بفلك كشيده ديده مى شوند ، مرعوب مباش .
زيرا :
< شعر > در آن همه هيكل ز دل و جان خبرى نيست جز وسوسه و فكر پريشان خبرى نيست بيهوده به خود راه مده ترس و هراسى مشتى دد و ديوند ز انسان خبرى نيست < / شعر > [١] مقاومت كن ، متزلزل مباش ، كسى كه تكيه گاهش خدا است ، از انبوه دشمن بيم و هراسى ندارد .
٣ ، ٤ ، ٥ ، ٦ - اعر اللَّه جمجمتك تد فى الأرض قدمك ارم ببصرك اقصى القوم و غضّ بصرك ( جمجمه ات را به خدا بسپار قدمت را روى زمين چونان ميخ فرو رفته ثابت بدار ، چشم به آخرين صفوف دشمن بدوز و ديده از انبوه دشمن بپوش ) .
جمجمه اى كه چون گوى بىاختيار تسليم چوگان الهى نباشد ، دير يا زود گوى پيش پاى قوانين طبيعت گشته ، راه نابودى را پيش خواهد گرفت .
فرزندم ، تأكيد مى كنم كه مالك زندگى و مرگ خدا است . نيروها و حركات و دگرگونىها همه و همه در ميدان مشيت الهى بجريان مى افتند .
لا حول و لا قوّة الَّا باللَّه .
[١] دو بيت فوق منسوب به غمام همدانى است . مصرع اول بيت دوم را ، بمناسبت موضوع بحث تغيير داديم و در بيت غمام باين ترتيب است : « بيهوده مؤدب منشين مى خور و پاكش » .