ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١ - ٤ - تعهد شكنى عبارت ديگرى از خودكشى
انگيزه و هدف پيمان زمامدارى امروزى : - اينست كه افراد اجتماع براى تأمين حيات خود در زندگانى اجتماعى ، مدير شايسته اى براى خويشتن انتخاب مى كنند كه تزاحم و تضادهاى مخلّ حيات را مرتفع بسازد و تا عاليترين حدّى كه ممكن است وسايل رفاه و آسايش حيات آنان را آماده نمايد و بس .
در اين بيعت و پيمان ، نه بيعت كننده توقع تكامل انسانى را از زمامدار در سر مى پروراند و نه زمامدار چنين تعهدى را مى پذيرد . در صورتى كه در بيعت اسلامى ، هم بيعت كننده آماده كردن وسيلهء تكامل را از رهبر توقع دارد و هم رهبر بجا آوردن خواستهء مزبور را تعهد مى نمايد . در نتيجه بايد بگوييم : عدم احساس لزوم پيمان مقدس در جوامع امروزى معلول آن است كه تكامل و اعتلاى انسانى بوسيلهء عظمتها و ارزشهاى عالى انسانى و هدف نهايى حيات ، از زندگى اجتماعى بشر منها شده است ، لذا مى گوئيم : پيمان مديريت اجتماعى امروز يك بعدى است در صورتى كه بيعت اسلامى ، پيمان مديريت اجتماعى دو بعدى مى باشد .
٤ - تعهد شكنى عبارت ديگرى از خودكشى بدانجهت كه پيمان واقعى كاشف از پيوند دادن شخصيت و وجدان آزاد به ايفاى آن پيمان است ، تخلف از آن پيمان عبارت ديگرى از خودكشى ميباشد كه در دفتر سودجويان و پيروان ماكياولى زيركى و سياست ناميده مى شود هيچ كلمه اى در قاموس بشرى مانند دو كلمهء مزبور هستها را نيست و نيستها را هست ننموده است . بنا بر اين نامگذارى شرمآور بوده است كه مباحث مربوط بشخصيت و خود و من انسانى و غير ذلك كه در فلسفهها و روانشناسىها و علوم تربيتى مطرح مى گردد ، براى آن زيركها بيش از يك عدّه مفاهيم فكاهى يا دندههاى مهرهء اصول انسانى كه بايد ساييده شوند ، واقعيتى ندارند بكار بردن كلمهء زيركى كه نوعى امتياز در مفهوم آن وجود دارد صفت وقيح پيمان شكنى را در زندگى انسانى رسميّت مى دهد . كه خود رسميت ديگرى را به دنبال خود مى آورد و آن عبارت است از تساوى من هستم و من نيستم كه نتيجهء قطعىاش تساوى تو هستى