ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٨ - احساس بىنيازى در حال اطمينان به داشتن عامل مرتفع كنندهء احتياج
در حالت دوم كه تنها در انسان بروز مى كند ، به اضافهء وجود حالت طبيعى ، نگرانى و هيجان نيز اضافه بآن مى شود و موجب اضطراب سطوح روانى مى گردد .
مسلم است كه خطر حياتى و روانى حالت دوم بيش از حالت اول است .
براى توضيح مسئله اگر فرض كنيم : موضوع احتياج ما آب است و تشنگى ما [ كه فرضا با رسيدن به صد درجه ، حيات ما را به خطر مى اندازد ] به پنج درجه از صد درجه رسيده است ، هنگامى كه قواى دماغى خود را در پيدا كردن آب متمركز كنيم ، پديدهء تشنگى خود را تشديد مى نمائيم ، اين تشديد كه جنبهء روانى خالص دارد ، فاصلهء آب را هم با ما زيادتر مى سازد . در نتيجه هم به شدت تشنگى خود مى افزائيم و هم فاصلهء آب را از خود دورتر مى سازيم . در صورتى كه اگر آب در دسترس ما قرار گرفته باشد ، حتى با رسيدن تشنگى به ٩٥ درجه هم ، حالت نگرانى و هيجان اضطراب انگيز در ما بوجود نمى آيد .
نتيجهء حيات بخشى كه از جمله امير المؤمنين عليه السلام مى توانيم بگيريم اينست كه اكثر دردها و ناگوارىهايى كه دامنگير انسانها مى باشد ، ناشى از حالت دوم در قلمرو احتياجات مى باشد . يعنى اگر قدرت تحريك احتياج مثلا ١ باشد ، ما انسانها بجهت ناآگاهى به واقعيات مربوط به حيات ، دستخوش تلقينها و تجسيمهاى بىپايهء درونى مى گرديم و در سراشيبى نوميدىها دست و پا مى زنيم . اين دست و پا زدنها نه تنها در رفع احتياجات ما اثرى ندارند ، بلكه قدرتها و استعدادهاى ما را كاهش مى دهند . در صورتى كه اگر آدمى با آگاهى از واقعيات و سنجش احتياجات و قدرت برطرف كنندهء آنها ، تنها با همان حالت اول ( كه احساس طبيعى احتياج و تكاپوى هماهنگ در راه برطرف كردن آن ) با نيازمندىها مواجه گردد سرمايههاى روانى خود را بيهوده تلف نخواهد كرد .