ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٣ - سهم تحرك احساسات در تحولات اساسى
« ١ - جمعيتهاى انبوه تحرك يافته كه با يكديگر تفاعل نمودهاند جز ويرانگرى قدرتى ندارند [١] . » در توضيح اين اصل مى گويد : ويرانگرىهاى بزرگى كه دامنگير تمدنهاى كهن گشته است ، آشكارترين نقش جمعيتها را در آن خرابىها تعيين نموده است .
تاريخ اثبات مى كند كه هنگامى كه نيروهاى معنوى ( مانند ايدهها و فرهنگها ) كه ركن اساسى اجتماعات هستند ، فعاليت خود را از دست بدهند ، آن اجتماعات با دست همان جمعيتهاى پست و ناآگاه متلاشى مى گردد . تمدنها زاييدهء اقليتهاى آگاهند ، نه جمعيتها ، زيرا جمعيتها قدرتى جز ويرانگرى ندارند » [٢] .
اين اصل را از امير المؤمنين عليه السلام در جملات خطبههاى آينده خواهيم ديد .
الغوغاء اذا اجتمعوا ضرّوا .
( جمعيت عامى اگر انبوه شوند ضرر مى رسانند ) .
دليل صحت اصل مزبور ناآگاهى تودهء جمعيت و ناچيزى هدفها و بى اطلاعى آنان از ايدهها و فرهنگها و محدوديت افقهايى است كه براى خود تعيين مى نمايند .
« معاويه » براى مبارزه با على بن ابي طالب ( ع ) و اسلامش ، از اين اصل استفاده كرده جوامع اسلامى را ميدان تاخت و تاز خود قرار داد .
« ٢ - جمعيتهاى انبوه تحرك يافته هيچ گونه فعاليتى را كه نيازمند به هشيارى عالى باشد ، انجام نمى دهند [٣] . » در تفسير اين اصل مى گويد : قوانينى كه از مجلس مردان ممتاز استخراج مى گردد ، عالىتر از قوانينى نخواهد بود كه محصول فكر جمعى انسانهاى كودن مى باشد ، زيرا انبوه جمعيت تفاعل يافته جامع مشتركى جز اوصاف پست ندارند . لذا گفته مى شود كه ولتر عاقلتر از همهء مردم است مقصود از همهء مردم ، جمعيت تشكل
[١] روح الجماعات - گوستاولوبون - ترجمهء عادل زعيتر ص ١٧ .
[٢] مأخذ مزبور ص ٢١ .
[٣] مأخذ مزبور ص ٣٢ .