ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٢ - دليل تكرار و تأكيد امير المؤمنين ( ع ) در بارهء حق خود
( وَقالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الأَمْرُ إِنَّ الله وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا ) [١] .
( هنگامى كه امر الهى [ در روز قيامت در بارهء گمراهان و رستگاران ] محقق شد ، شيطان به اولاد آدم مى گويد : خداوند به شما وعدهء حق داده بود و من به شما وعده دادم و تخلف كردم و من سلطه [ جبرى ] بر شما نداشتم ، جز اين كه شما را خواندم ، دعوت مرا پذيرفتيد ، مرا ملامت نكنيد ، خودتان را ملامت نماييد ، [ امروز ] نه من مى توانم بشما پناه بدهم ، نه شما مى توانيد پناهگاه من باشيد . من به آن چه كه شما پيش از اين [ در دنيا ] مرا در آن ، ( اطاعت خدا ) شريك قرار داديد ، كفر ورزيدهام ، براى ستمكاران عذاب دردناكى وجود دارد ) .
ملاحظه مى شود كه شيطان بعنوان يك عامل جبرى فرزندان آدم را به تباهى نمى كشد ، بلكه وعدههاى دروغين مى دهد و خطاكارىها را مى آرايد و بس . بنا بر اين ملامت كردن شيطان بى مورد خواهد بود . همين مسئله در بارهء نفس ( مدير غرايز حيوانى ) آدمى نيز وجود دارد ، باين معنا كه آدمى در روز قيامت نمى تواند گناهان و انحرافات خود را به گردن نفس بياندازد و بگويد : چون خدا بمن نفس داده بود ، لذا مرتكب گناه شدم ، زيرا تحريكات و فعاليتهاى غرايز حيوانى به مديريت نفس ، در برابر نيروهاى عقل و وجدان و فرياد پيامبران عظام قابل توجيه و مهار كردن بوده ، هرگز به درجهء عامل جبرى نمى رسند .
٢ - ( وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشارِكْهُمْ فِي الأَمْوالِ وَالأَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً . إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ وَكَفى بِرَبِّكَ وَكِيلًا ) [٢] .
[ اى شيطان ] ، از اولاد آدم هر چه بتوانى با صداى خود دعوت و تحريك كن ، عمال سواره و پيادهء خود را بسوى آنان بسيج نما و در اموال و فرزندانشان
[١] ابراهيم آيهء ٢٢ .
[٢] الاسراء آيهء ٦٤ و ٦٥ .