ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٢ - من حقيقتى را پنهان نداشتهام ، و آنچه را كه گفتهام صدق محض است
ما بر نهادن ابعاد و چهرههاى واقعيتها است كه با مختصات خود دستگاه آزمايش نمودار مى گردند .
نوع دوم - آزمايش خداوندى است . در اين آزمايش هدف بدست آوردن آگاهى از واقعيات نمى باشد ، بلكه منظور باز شدن ابعاد و بهره بردارى انسانها است در قلمرو واقعيات از قدرت و اختيارى كه دارند .
اغلب متفكران الهيون معتقدند كه اين دنيا آزمايشگاهى است كه ابعاد و نيروهاى آدميان را به فعليت رسانيده آنها را در زنجير حوادث هستى مى گستراند و پس از مفارقت روح از بدن است كه نتايج آن فعليتها نمودار مى گردد و انسانها با شخصيتى تشكل يافته از آن نتايج رهسپار ابديت مى گردند .
مباحث ديگرى در بارهء آزمايش خداوندى وجود دارد كه در مجلد ششم از تفسير و نقد و تحليل مثنوى از ص ٤١٠ تا ٤٢٥ و در مجلد نهم ص ٤١٠ تا ٤٢٨ و در مجلد سيزدهم ص ١٤٤ مطرح شده است .
١١ ، ١٢ - و اللَّه ما كتمت وشمة و لا كذبت كذبة و لقد نبّئت بهذا المقام و هذا اليوم ( سوگند به خدا ، كلمه اى را مخفى نداشتهام و هرگز دهان به دروغ باز نكردهام . و از پيش ، به موقعيت كنونى و وضعى كه امروز جامعه را فرا گرفته است ، خبر داده شدهام ) . مقصود از وشمة هر گونه رمز و علامت حقيقت است .
من حقيقتى را پنهان نداشتهام ، و آنچه را كه گفتهام صدق محض است ابراز حقيقت براى حقيقت خواهان مانند تنفس است كه ضرورى حيات است كسى كه طعم حقيقت را چشيده باشد ، نمى تواند آن را مخفى كند و ديگران را از آن محروم نمايد :
< شعر > گل خندان كه نخندد چه كند علم از مشك نبندد چه كند ماه تابان به جز از خوبى و ناز چه نمايد چه پسندد چه كند آفتاب ار ندهد تابش و نور پس بدين نادره گنبد چه كند < / شعر > اين اصل اساسى بدان معنى نيست كه هر چه حقيقت است با هر كس و در همهء