ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٦ - حركت براى پرواز بى بال و پر نتيجه اى جز سقوط ندارد
برخيز با هم به نزد على ( ع ) برويم و براى زمامدارى با او بيعت كنيم و تو عموى پيغمبرى و من هم مردى هستم كه سخنم در قبيلهء قريش مورد قبول است . و اگر بخواهند ما را از زمامدارى كنار بزنند ، با آنان به كشتار مى پردازيم .
آن گاه هر دو نزد امير المؤمنين عليه السلام آمدند .
ابو سفيان گفت : يا ابا الحسن ، از اين امر زمامدارى غفلت مكن ، كى بوده است كه ما به قبيلهء تيم پست تسليم گشته بوديم وضع روحى و نيت ابو سفيان روشن بود كه اين سخنان را براى حمايت از دين نمى گويد ، بلكه مقصودش براه انداختن فساد ميان مسلمانان است كه آنرا در اعماق دلش پنهان ساخته بود [١] .
بنا بر اين ، جملهء مورد تفسير را مى توانيم از دو جهت تحليل كنيم : يكم - با نظر به داستان مزبور .
دوم - با نظر به آن قانون كلى كه جملهء مورد تفسير در بردارد .
يكم با نظر به داستان مزبور و جريان شگفت انگيز سقيفهء بنى ساعده نتيجه اى كه بدست مى آيد ، اينست كه اصحاب سقيفه با كوشش فراوانى توانسته بودند در كمترين مدتى مسئلهء زمامدارى ابو بكر را بر عده اى بقبولانند و سپس براى تثبيت اين امر ، بنا به نقل ابن ابى الحديد از براء بن عازب ، « ابو بكر و عمر و ابو عبيده » از سقيفه به راه افتاده بهر كسى كه مى رسيدند دست او را گرفته براى بيعت به دست ابى بكر مى كشيدند ، بخواهد يا نخواهد من بحكم عقل اين گونه بيعتگيرى را منكر گشتم » [٢] . مردم بدين ترتيب احساس كردند كه خليفه و زمامدار براى عموم معين شده است .
امير المؤمنين عليه السلام را چنانكه در خطبههاى آينده خواهيم ديد ، در اقليت
[١] شرح نهج البلاغه - خويى ج ٣ ص ١٣٧ و مضمون در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج ١ ص ٢١٩ .
[٢] مأخذ مزبور ص ٢١٩ و ٢٢١ .