ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥١ - بيم و هراس من در بارهء انسانها است
باشد كه مبدء حركت انسان به سوى آن هدف است ، زير قانون هدف مى گويد : انسان خود آگاه در مجراى حيات كه مبنايش بر تكامل است ، هدفهاى خود را برتر و عالىتر از موقعيتهايى كه از آنها عبور مى كند ، قرار مى دهد .
آيا با نظر به اين قانون ، مى توان آن خود ايده آل را كه از ورود به منطقهء ارزشها منصرف شده پديدهها و فعاليتهاى حيات طبيعى را هدف قرار داده است ، جوياى تكامل ناميد .
بنا بر اين هيچ مسيرى براى تكامل حيات آدمى جز حركت از ميدان مواد طبيعى و ورود به منطقهء ارزشها كه تحصيل عناصر پايدار روح است ، وجود ندارد .
اين عناصر پايدار كه فوق حركت و سكون است ، در صورت داشتن ارزشهاى انسانى تكاملى ، راه را به منطقهء جاذبهء ربوبى باز مى كنند .
براى كسى كه حيات با اين مسائل تفسير شده است ، همهء شئون و پديدهها و فعاليتهاى آن ، امور گذرانى هستند كه در صورت ناب وارد قلمرو حيات مى گردند .
آرامش و ترس ، لذت و الم ، پيروزى و شكست . . . همه و همه بدون اين كه موجب شكست مديريت هدف دار خود ايده آل بوده باشند ، لحظاتى سطح ظاهرى روان را اشغال نموده سپس به واقعيات پايدار در قلمرو روان مبدل مى گردند . پس انسان پويا در مسير كمال پديدهها و فعاليتهاى حيات را ، نه مبناى حيات مى داند و نه هدف آن ، چنانكه يك باغبان پديدهها و خواص آب و خاك و اشعهء خورشيد را نه مبناى اصلى فعاليت خود مى داند و نه هدف آن ، زيرا هدف او از تنظيم آن عوامل بوجود آوردن گل است ، نه يك مشت خاك .
اين تفسير كه در بارهء حيات گفتيم ، مى تواند در سرتاسر نهج البلاغه در جملاتى كه امير المؤمنين عليه السلام در بارهء شئون و پديدهها و فعاليتهاى حيات خود ابراز مى دارد ، مورد استفاده قرار بگيرد .
بيم و هراس من در بارهء انسانها است از مباحث گذشته روشن مى شود كه امير المؤمنين عليه السلام از چه مى ترسد ، بيم و هراس اضطراب انگيز او از چه عاملى سرچشمه مى گيرد . بيم و هراس او ناشى