ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٤ - سهم تحرك احساسات در تحولات اساسى
يافته ايست كه افراد آن با يكديگر تفاعل يافتهاند و در حدّ مشتركشان كه عبارت است از پايينترين اوصاف متحد شدهاند » [١] .
« ٣ - در جمعيتهاى تفاعل يافته ، پديدهء سرايت روانى يكى از شايعترين پديدهها است كه موجب بروز صفات مخصوص براى جمعيتها مى باشد و آنان را توجيه مى نمايد » [٢] .
هنگامى كه افراد بصورت اجزائى از جمعيت تفاعل يافته در مى آيند ، نوعى از حالت هيپنوتيزم در آنها به وجود مى آيد و پديدهء منظور كه در جمعيت به وجود آمده است ، بهمهء افراد سرايت نموده فرديت بكلى الغاء مى گردد » [٣] .
« ٤ - با اهميتترين عوامل الغاء فرديت فرد كه موجب سقوط همهء اوصاف اختصاصى او در جمعيتهاى تفاعل يافته مى گردد ، موضوع تلقين است . و پديدهء سرايت كه در شمارهء سوم گفتيم ، نتيجهء تلقين مى باشد » [٤] .
تلقين مى تواند نيروهاى دماغى ( انديشه ، حدس ، تعقل و غيره ) را از كار بياندازد و در نتيجهء از كار افتادن اين نيروها ، اراده و قدرت تشخيص از كار مى افتد » [٥] .
با نظر به چهار اصل مزبور مى توان گفت كه براى تفسير صحيح تحرك جمعيتهاى تفاعل يافته ، و ارزيابى آن ، بطور حتم بايستى شخصيت آن پيشتازان و ايده هايى را كه آنان براى جمعيتها تصويب نمودهاند ، مورد توجه قرار بدهيم ، نه كميّت جمعيتها و كيفيت تحرك آنها را . بعبارت روشنتر بايد ببينيم كيست آن پيشتازى كه مردم را جمع كرده در آنها تحرك بوجود آورده است ، آيا آن پيشتاز محمد بن عبد اللَّه ( ص ) و على بن ابي طالب ( ع ) است يا ابو سفيان و معاويه
[١] مأخذ مزبور ص ٣٢ .
[٢] مأخذ مزبور ص ٣٣ .
[٣] مأخذ مزبور .
[٤] مأخذ مزبور .
[٥] مأخذ مزبور .