ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣ - ديگر هيچ صدائى انسان ساز براى شنيده شدن طنين نمى اندازد
مى شويم ، ممكن است صورت ماه در حافظه يا ضمير ناخود آگاه ما بماند ، ولى جزء يا حالتى ثابت از ذهن ما نمى باشد . در صورتى كه در فعاليتهاى مربوط به دل ( قلب ) موضوع فعاليت مانند جزئى يا حالتى از دل مى باشد .
پديدهها و مفاهيم زير را در قلمرو دل مى بينيم ، نه در فعاليتهاى مغزى : تپش ، آرامش . اضطراب ، سكون . اميدوارى ، نوميدى . روشنايى ، تاريكى . شور زدن ، اطمينان . باضافهء اين گونه پديدهها ، كلماتى را مى توانيم با لفظ دل تركيب كنيم كه آنها را با فعاليتهاى مغزى مانند انديشه و تعقل و تصور نمى توان مركب نمود .
مانند : دلاور ، دلسوز ، دلارام ، دلبر ، دلاميز ، دلهره ، دلدار ، دلير ، دلشاد ، دلگير ، دلداده . . . مسلم است كه مشابه اين تركيبات در بارهء دل ، در همهء زبانهاى دنيا وجود دارد و نمى توان در بارهء فعاليّتهاى مغزى آن تركيبات را بكار برد .
حال اگر موضوعاتى را كه عامل پديدهها و تركيبات مزبور در دل مى گردند ، مورد دقت قرار بدهيم ، خواهيم ديد كه آن پديدهها و تركيبات به خوبى رابطهء وجودى آن موضوعات را با دل ، نشان مى دهند . وقتى كه دل مادر براى بيمارى كودك مضطرب مى شود ، موضوعى كه به وجود آورندهء اضطراب است ، حيات كودك است .
در حقيقت حيات كودك رابطه اى با حيات مادر دارد كه تزلزلش موجب اضطراب دل مادر مى گردد . هنگامى كه يك انسان تكامل يافته كه رهبرى جامعه اى را به عهده گرفته است ، مصائب و ناگوارىهاى جامعهء خود را مى بيند ، مضطرب مى شود ، علت اين پديدهء روانى اساس احساس رابطه اى است كه رهبر ميان حيات مردم جامعه و حيات ايده آل خود ، دارا مى باشد .
در همين خطبه كه مورد تفسير ما است ، اين جمله را مى بينيم : لم يوجس موسى عليه السلام خيفة على نفسه ، بل اشفق من غلبة الجهّال و دول الضّلال .
( هراس موسى ( ع ) براى ترس از خويشتن نبود ، بلكه او از آن بيمناك بود كه