ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨ - ترجمهء خطبهء چهارم
با ورود اختلال به هر يك از اين عوامل سه گانه كه متذكر شديم ، « گرديدن » تكاملى انسانها دچار اختلال مى گردد .
با نظر به دخالت اساسى عوامل مزبور در « گرديدن » مى توانيم اهميت جملهء امير المؤمنين عليه السلام را ( ناشنوا باد گوشى كه نصايح رسا و سازنده را در نيابد ) درك كنيم .
يعنى آن فرد يا جامعه اى كه استعدادهاى خود را از ورود واقعيات به وسيلهء حواس طبيعى و مشاعر روانى و از ارتباط با آن واقعيات بر كنار نموده نگذاشت كه واقعيات برونى و حقايق درونى با آن استعدادها ارتباط تفاعلى برقرار كند ، عامل گرديدن خود را خنثى نموده است .
در هر دوره و در هر جامعه اى انواع فراوانى از عوامل آگاهى و ترقى براى افراد بشر وجود دارد . بعضى از آنها از راه بينائى و مشاهدات با استعدادهاى بشرى ارتباط برقرار مى كند و تفاعل مناسب را به جريان مى اندازد . برخى ديگر از راه شنيدن و ساير راههاى تعليم و تربيت . روشنترين و قاطعانه ترين عوامل آگاهى و ترقى كه از راه شنيدن ، دست به تحريك استعدادهاى انسانى مى زند و آنها را بارور مى سازد ، دو صداى رسا و سازنده است كه بى استثناء در همهء فضاى تاريخ طنينانداز بودهاند . يكى از اين دو صدا : داد و فريادهاى جدّى پيامبران الهى است كه اندك شوخى و غرض ورزى و جهل و اشتباه راهى به آنان نداشته است . و با نظر به شخصيت آن فرياد كنندگان و واقعياتى محض كه گفتار آنان را وابسته به خداى هستى مى نمايد ، هيچ صدايى نگران كننده تر و در عين حال حيات بخشتر از آن صداها ، براى عقول و دلهاى آدميان مطرح نگشته است ، زيرا تنها تفسير و توجيه كنندهء معقول حيات بشرى همان صدائى است كه پيامبران الهى طنين انداز نمودهاند .
صداى دوم كه همواره گوش بشرى با آنكه مى خواهد خود را به بيگانگى از آن بزند ، آشنايى نزديكى با طنين آن دارد ، صدايى است بس شگفتانگيز كه براى ارتباط با استعدادهاى بشرى ، نه احتياج به موج دارد و نه نياز به لب و زبان