ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٤ - انسان و افتخار و مباهاتهاى او
صورت بيمارستانها و تيمارستانها يا جنگلهاى پر از دد و درنده در آوريد و براى خود تاريخى آكنده از بدبختىها و دردها بسازيد و راه خود را ادامه بدهيد ٣ - و ضعوا تيجان المفاخرة ( تاجهاى فريباى مباهات و افتخار بيكديگر را از تارك خود برداشته بر زمين بگذاريد ) .
انسان و افتخار و مباهاتهاى او از قراين و شواهدى كه در دست داريم ، چنين بنظر مى رسد كه اگر همهء انسانهاى در خاك خفته را زنده كنيم و همهء زندگان را جمعآورى نموده ، همهء آنان را در يكجا پهلوى هم قرار بدهيم و از هر يك آنان خواهش كنيم كه جمله اى در بارهء خود بگوئيد و برويد ، باستثناى رهروان منزلگه كمال كه در اقليت اسف انگيزى هستند ، هر امتيازى كه براى ابراز افتخار بگويند ، از اين قبيل خواهد بود : ١ - اين منم كه با هوش و قدرتى كه داشتم ، هر چه خواستم كردم .
٢ - اين منم كه ثروتها اندوختم .
٣ - اين منم كه ساليان متمادى همه را زير دست خود نموده سرورى كردم .
٤ - اين منم كه راههاى كوتاه تر براى نابود كردن مخالفم كشف كردم .
٥ - اين منم كه در شناخت اصول رقابتهاى كشنده به كشفيات تازه اى نايل شدم .
٦ - اين منم كه تازه گويىها نموده ، بشر را از فعاليتهاى مغزى و روانى منصرف كرده به پايينتر از شكم متوجه ساختم بطورى كه :
< شعر > جز ذكر نى دين او نى ذكر او سوى اسفل برد او را فكر او < / شعر > ٧ - من داراى فرزندان قدرتمند و عشيرهء نيرومندى هستم .
٨ - اين منم كه توانستم مقدسترين وسايل پيشرفت مانند مذهب و علم و عدل و قانون را دستاويز خودخواهىهايم نمايم .
٩ - اين منم كه حيله گرىها و چاره سازىها براه انداختم تا حق را باطل و باطل را حق جلوه دادم .