ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٣ - قيام دائمى و همه جانبه براى عدالت
موقتى بين آنها ايجاد نمايد ، ليكن فقط عقل و حكمت مى تواند اين رابطه را برقرار نگاهدارد » [١] .
از مجموع اين عبارات به خوبى روشن مى شود كه وظيفهء قانونگذار در چه حدى داراى اهميت است ، زيرا چنانكه توضيح داديم ، قانونگذار يعنى تعيين كنندهء قطبى كه راهنمائى كشتى وجود فرد و جامعه را در اختيار خود مى گيرد .
ما با اين نظريهء « روسو » كه مى گويد : « بهمين جهت از قديم الايام مشايخ قوم و قائدين ملل مجبور شدند به مداخلهء آسمان متوسل شوند ، يعنى خود را مأمور عالم بالا خوانده دستورات عالى را كه زاييدهء فكر حكيمانهء خودشان بود بخدايان نسبت دهند » موافق نيستيم ، زيرا در هر دوره و جامعه اى ، هشيارانى وجود داشتهاند كه دير يا زود استناد دروغين قانون را به خدا درك مى كنند و ادّعاى استناد دهنده را بر باد مى دهند . و آنگهى « روسو » خود بهتر مى داند كه قوانينى كه اساسش بر دروغ بزرگى مانند اسناد واهى به خدا استوار شود ، از روح حكيمانه اى صادر نمى گردد . بلكه آنچه كه در اين مورد مى توان گفت اينست كه هر قانون مفيد به حال انسانها كه موجب عدالت صادقانه در رفتار مردم گشته است ، جنبهء الهى دارد ، چه بوسيلهء پيامبران آسمانى ابراز گردد و چه بوسيلهء مردان حكيم .
جمله اى كه « روسو » در خلال عبارات فوق مى گويد : « روح بزرگ قانون نويس تنها معجزه ايست كه مى تواند صدق مأموريت آسمانى او را به خلق ثابت نمايد » همين مطلبى را كه گفتيم بطور روشن تأكيد مى كند كه روح بزرگ قانون نويس كه تا سر حدّ اعجاز رسيده است ، رابطه اى با خدا دارد كه مى تواند قانون او را الهى جلوه بدهد .
نتيجهء كلى كه از اين مبحث مى گيريم ، اينست كه علت واقعى كه بتواند دليل رشد انسانهاى يك جامعه باشد ، رفتار مطابق آن قانون است كه ناشى از طبيعت و خواستههاى معمولى انسانها نباشد ، بلكه مستند به واقعياتى بوده باشد كه به منبع وجود آورندهء آنها پيوسته است .
[١] قرارداد اجتماعى ص ٨٥ و ٨٦ .