ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠ - ديگر هيچ صدائى انسان ساز براى شنيده شدن طنين نمى اندازد
( تهديدات نفس ) آراسته شده است ، واقعيت را از ديدگاه واقع جويان مخفى نمايى امير المؤمنين عليه السلام در جملهء بعدى مى فرمايد : « كسى كه فرياد بلند گوشش را كر ساخته است ، چگونه از صداى ضعيف تأثير مى پذيرد » .
هيچ صدا و فريادى رساتر و با عظمتتر از آن دو صدا كه شرحى مختصر در بارهء آنها آورديم در فضاى عقول و دلهاى آدميان طنينانداز نمى گردد . اگر آن دو تأثيرى در اعتلا و رشد بشرى نداشته باشند ، از ديگر بانگهاى بىاساس چه توقع مى توان داشت . اگر فرد يا جامعه اى را فرياد : ( أَ يَحْسَبُ الإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً ) [١] .
( آيا انسان چنين گمان مى كند كه او بيهوده به خود رها شده است ) .
كه بطور قطع هر وجدان آگاه آن را شنيده است ، بيدار نكند ، كدامين فلسفه و شعر و حماسهء انسانى او را مى تواند بيدار كند همه مى دانيم كه حتى در دو قرن اخير كه پيشرفت چشمگير علم و صنعت ، انسان را در دست گردانندگان آن دو ، از موقعيت اصيل خود خارج كرده او را تا حدّ شيء متحرك تقليل داده وسيلهء بهره بردارى اقويا نموده است ، نوشتهها و داد و فريادهاى متنوعى براى اثبات اهميت انسان و عظمت و ارزشها و اصالت حيات او بوجود آمده است ، ولى كو اثر سازندهء آنها چيست و كجا است نتيجهء سودبخش آنها به حال انسانها ديگر هيچ صدائى انسان ساز براى شنيده شدن طنين نمى اندازد ما امروزه اين تقسيم اساسى را در جوامع انسانى مشاهده مى كنيم : ١ - جوامعى كه در آسايش و رفاه مادى چنان غوطه ورند كه حيات را جز لذتهاى زودگذر كه عمدهء آنها از رنج و آلام ديگران بدست مى آيد ، نمى شناسند .
دردآورتر از همهء مصيبتها و دلخراشتر از همهء بانگهاى شوم اين است كه اين جوامع مى گويند :
[١] القيامة آيهء ٣٦ .