ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٠ - ترجمهء خطبهء پنجم
ترجمهء خطبهء پنجم در آن هنگام كه رسول خدا از دنيا رفت ، عباس و ابو سفيان امير المؤمنين ( ع ) را مخاطب قرار دادند كه با او بيعت كنند ( اين گفتگو پس از تمام شدن بيعت با ابو بكر در سقيفه بوده است ) و در اين خطبه از آشوبگرى نهى ميكند و در بارهء اخلاق و علم خود توضيحى مى دهد .
اى مردم ، امواج طوفانى فتنهها را كه حيات شما دريانوردان اقيانوس هستى را به تلاطم انداخته است ، با كشتىهاى نجات بشكافيد و پيش برويد . از راه عداوت و نفرت از يكديگر برگرديدو طريق مهر و محبت پيش بگيريد . تاجهاى فريباى مباهات و افتخار بيكديگر را از تارك خود برداشته بر زمين نهيد . آن كس به مقصود خويشتن نائل گشت كه پر و بالى داشت و بپرواز در آمد ، يا فاقد قدرت بود ، از هجوم به مخاطرات خوددارى كرد و آسوده گشت .
اين گونه زمامدارى مانند آبى كثيف است كه با مشقت بياشامند و چونان لقمهء ناگوار است كه با خوردنش به غصّه و اندوه گرفتار آيند . كسى كه دست به چيدن ميوه نارس ببرد ، چونان كشاورزيست كه در غير زمين خود بكارد .
اگر سخنى در حقيقت زمامدارى بگويم ، مدعيان به حرص و طمع رياست متّهمم خواهند ساخت اگر سكوت كنم ، خواهند گفت : على از مرگ مى ترسد شگفتا پس از تن در دادن به آن همه مخاطرات و تكاپوها در كارزارها ، من از مرگ مى ترسم سوگند به خدا ، انس فرزند ابي طالب با مرگ ، بيش از انس كودك شيرخوار است به پستان مادرش .
سكوت من از روى علمى است پوشيده بر ديگران كه اگر ابرازش كنم ، مانند لرزش طناب آويخته در چاههاى عميق ، بخود لرزيده در اضطراب فرو خواهيد رفت .