ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٩ - حيات فوق زندگى و مرگ
( مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّه حَياةً طَيِّبَةً ) [١] .
( هر كسى از مرد و زن عمل صالح بجاى بياورد در حالى كه با ايمان است ، زندگى او را با حيات پاكيزه اى آماده مى كنيم ) .
در آيهء دوم حيات بى ايمان و بى عمل صالح را زندگى پليد معرفى مى كند كه در حقيقت مساوى مرگ است .
از اين مباحث نتيجهء روشنى كه بدست ما مى آيد ، اينست كه دو مفهوم زندگى و مرگ نبايد از ديدگاه عاميانه منظور گشته جاندارى و انسانى كه نفس مى كشد زنده و هر موجودى كه نفسى بر نمى آورد ، مرده تلقى گردد ، بلكه زندگى و مرگ داراى مفهوم بسيار عميق و گسترده اى است كه اصلا به ذهن عاميان خطور نمى كند .
حيات رشد يافتگان كاروان انسانيت فوق مفهوم عاميانه ايست كه متذكر شديم .
حيات وابسته به حيات آفرين با زندگى مردم معمولى بهمان مقدار متفاوت است كه چند قطرهء باران كه از يك قطعهء ابرى ناچيز فرو مى ريزد و با كمترين حرارت بخار مى شود و يا در مشتى خاك مستهلك مى گردد ، يا چشمه سارى كه از اقيانوس بيكران سرازير مى گردد . آب چنين چشمه سارى ما فوق قطرههاى گسيختهء باران است .
بنا بر اين ، حيات امير المؤمنين عليه السلام كه در عاليترين مرحلهء كمال قرار گرفته است ، فوق زندگى و مرگ معمولى است . جريان حيات وابسته به حيات آفرين ، را با تورّم اجزاى نطفهء يك نر و ماده و متلاشى شدن آن مقايسه نكنيم .
حياتى كه به حيات آفرين پيوسته است ، وابسته به جنبيدن كالبد بدن نيست كه با سكون آن ، از بين برود .
٩ ، ١٠ - هيهات بعد اللَّتيّا و الَّتى [٢] و اللَّه لابن ابي طالب آنس بالموت من الطَّفل بثدى امّه
[١] النحل آيهء ٩٧ .
[٢] بعد اللتيا و التي ضرب المثلى است و در آن مورد گفته مى شود كه شخص هر گونه حوادث و فراز و نشيب مربوط به زندگى خود را ديده باشد و تجربه هايى را كه اندوخته است ، همواره منظور نمايد . مى گويند اصل داستانش چنين است كه مردى نخست يك زن كوچكى را گرفت و در آن ازدواج در كشاكشها فرو رفت و او را طلاق داد ، بار ديگر زن بزرگى را گرفت ، باز بهمان بدبختىها مبتلا شد و او را هم طلاق داد . وقتى كه به او گفتند : چرا زن نمى گيرى در پاسخ گفت : هيهات بعد اللتيا و التي