ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٧ - رابطهء حيات با پديدهها و فعاليتهاى آن
كه از انسان زنده بروز مى كند ، حتى ناچيزترين اجزاى آنها ، با حيات پيوستگى دارد ، مانند روشنايى كه بدون پيوستگى با آفتاب وجود ندارد . اين پديدهها را در نظر بگيريم : انسان احساس لذت مى كند . بديهى است كه چنانكه لذت تنها در انسانى كه داراى حيات است به وجود مى آيد ، همچنين ادامهء هر لحظه از اين پديده ، مستند به وجود حيات مى باشد ، بعبارت روشنتر اگر در همان حال كه انسانى در احساس لذت غوطه ور است ، حيات وى پايان يابد ، حتى يك لحظه هم احساس لذت وجود نخواهد داشت .
در آن حال كه انسان مى انديشد ، اگر حيات او مختل گردد ، در همان لحظه انديشهء او از جريانش باز مى ايستد . بهمين ترتيب است همهء پديدهها و فعاليتهاى مغزى و روانى و عضلانى انسان كه بطور مستقيم هم در بوجود آمدن و هم در ادامه و بقاء ، پيوستگى با حيات دارد . بلكه مى توان گفت : اين پيوستگى ميان حيات و پديدهها و فعاليتهاى آن ، بقدرى مستقيم و شديد است كه انسان در حالات معمولى پديده و فعاليت حياتى را با خود حيات اشتباه مى كند .
رابطهء حيات با پديدهها و فعاليتهاى آن در مبحث پيشين در بارهء توضيح رابطهء حيات با پديدهها و فعاليتهاى آن ، رابطهء عليّت را مطرح كرديم . اين روش براى ساده كردن مطلب بود . اكنون مى خواهيم : رابطهء مزبور را دقيقتر بيان كنيم .
پديدهها و فعاليتهايى كه از حيات بروز مى نمايند ، بر دو قسم عمده تقسيم مى گردند : قسم يكم - امورى هستند كه بطور مستقيم از حيات بروز مى كنند و ما آنها را مختصات مستقيم حيات مى ناميم ، مانند حركت ، احساس ، كوشش براى ادامهء حيات ، جلب شدن به آنچه كه ملايم طبيعت حيات است و گريز از آنچه كه آسيب به حيات مى زند ، توليد مثل ، خواستن . . . .