ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٧ - احساس بىنيازى در حال اطمينان به داشتن عامل مرتفع كنندهء احتياج
نموده رو به مقصدهاى حيات خود حركت مى كند .
با ملاحظهء اين اصل است كه اهميت تعليم و تربيت را در شناساندن انسان براى خويشتن درمى يابيم و ضرورت « خود را بشناس » را كه در سرتاسر جوّ تاريخ انسانيت از طرف رهبران عاليقدر طنين انداز است ، درك مى نماييم ، اين مصرع كه مى گويد : رهرو توى و راه توئى منزل تو شعر نيست ، اين يك حقيقت اصيل است كه بىاعتنايى خودخواهان و شهوت زدگان بآن ، قرن ما را بنام قرن « از خود بيگانگى » در تاريخ ثبت مى كند . بطور قطع و بى پرده بايد گفت : مادامى كه رهبران و مربيان جوامع ، قانون « خود را بشناس » را يكى از عناصر جدى برنامههاى خود قرار ندهند و آن را يك موعظه و پند اخلاقى قلمداد كنند ، هيچ راه صحيحى براى تشخيص واقعيات و حق و باطل ارائه نخواهند داد .
١٤ - من وثق بماء لم يظمأ ( آن كس كه اطمينان به آب دارد ، سوز عطش را احساس نمى كند ) .
احساس بىنيازى در حال اطمينان به داشتن عامل مرتفع كنندهء احتياج هر احتياجى يك احساس و تحرك طبيعى و يك حالت روانى در انسان بوجود مى آورد : حالت يكم - خواستن غريزى آن عامل است كه احتياج آدمى را مرتفع مى سازد ، مانند خواستن آب كه حالت طبيعى انسان تشنه مى باشد . اين حالت ميان همهء جانداران چه انسان و چه غير انسان مشترك است .
حالت دوم - نگرانى و هيجان روانى كه از احساس احتياج و امكان نرسيدن به عامل مرتفع كنندهء آن توليد مى شود . حالت طبيعى احساس احتياج ، تنها اثر همان احساس را در انسان به وجود مى آورد ، مانند ساير جانداران . شدت و ضعف تكاپو براى مرتفع ساختن نياز رابطهء مستقيم با شدت و ضعف خود احتياج دارد ، يعنى هر اندازه كه احتياج شديدتر بوده باشد ، تكاپو براى رفع آن نيز سختتر خواهد بود .