ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٢ - عدالت از ديدگاه قرآن
خاك بماند و بپوسد ، و يا در مجراى باد و جايگاه سقوط سنگ و كلوخ قرار بگيرد و از بين برود ، مستهلك خواهد گشت و چه بسا موجبات زيانها و بدبختىهاى بيشترى را فراهم خواهد آورد . چرا براى آنكه قانون رويانيدن و بارور ساختن آن هستههاى بسيار با ارزش مراعات نشده است .
وقتى كه عدالت در رويانيدن و بارور ساختن امتيازات حيات مراعات نگردد ، هشياران پاكدل جامعه ، زندگى با زجر و شكنجه اى دارند ، و بىتفاوتها و خودكامهها و شهوت پرستان مانند مگسها كه روى شيره مى نشينند و برمى خيزند و آن را به مدفوع مبدل مى سازند ، آن امتيازات و نعمتهاى خداوندى را پايمال خواستههاى پست خود مى نمايند . بار ديگر مضمون آيه را در نظر بگيريم : « مشيت پروردگار تو با صدق و عدل به جريان افتاده است » .
٢ - ( فَلِذلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَلا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ وَقُلْ آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ الله مِنْ كِتابٍ وَأُمِرْتُ لأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ الله رَبُّنا وَرَبُّكُمْ لَنا أَعْمالُنا وَلَكُمْ أَعْمالُكُمْ لا حُجَّةَ بَيْنَنا وَبَيْنَكُمُ الله يَجْمَعُ بَيْنَنا وَإِلَيْه الْمَصِيرُ ) [١] .
( و بدينجهت دعوت بسوى خدا كن و چنانكه دستور داده شده اى ، استقامت نما و پيرو هوىهاى آنان مباش و بآنان بگو : من به آن كتاب كه خدا نازل كرده است ، ايمان آوردهام . و من مامور گشتهام كه ميان شما عدالت را بر پاى دارم . خدا پروردگار ما و شما است . ما در گرو اعمال خود و شما مرهون كردارهاى خويشتن مى باشيد . ميان ما و شما حجتى نمانده كه بيان نشده باشد . خداوند همهء ما را جمع خواهد كرد و بازگشت نهايى ما بسوى او است ) .
چند موضوع بسيار مهم در آيهء فوق با رابطههاى زيربنايى بيكديگر پيوستهاند : يك - دعوت كن و در دعوت خود پايدار باش ، تو باين دعوت و پايدارى مأمور گشته اى . دعوت تو فصلى و موسمى نيست و انگيزهء آن موقت و زودگذر نمى باشد ، بلكه بدانجهت كه رسالت تو متّكى به واقعيات ثابت و محو نشدنى است ،
[١] الشورى آيهء ١٥ .