ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠١ - قيام دائمى و همه جانبه براى عدالت
مى كنند . و مسلم است كه نيروهاى مزبور معمولا در جاذبهء ملاكهاى حيات آدمى قرار مى گيرند .
٣ - معمولا ملاك خوشبختىها و بدبختىها با قانون تعيين مى گردد .
٤ - قوانين بطور طبيعى موجب رضايت اغلب مردم به موقعيتى مى شود كه در آن قرار گرفتهاند ، زيرا كلمهء قانون داراى نوعى قداست و جنبهء آرمانى مى باشد كه عمل به آن ، قانع كنندهء حس « آنچه كه بايد بشود » مى باشد . با نظر به اين مختصات و مزايايى كه قانون آنها را در بردارد ، مى توان به اهميت حياتى كار قانونگذاران پى برد . زيرا آنان هستند كه با كار خود به اضافهء امور مزبوره حس عدالتخواهى بشر را اشباع مى كنند .
پس در حقيقت مى توانيم اين نتيجه را قطعى تلقى كنيم كه قانونگذاران حيات آدميان را مطابق قوانينى كه وضع مى كنند ، توجيه مى نمايند ، لذا دخالت كمترين هوى و هوس و غرض ورزى در منطقهء قانون ، به بازيچه قرار دادن حيات آدميان منجر مى گردد .
در اين مورد سؤالى اساسى پيش مى آيد ، و آن اينست كه كجايند آن انسان و يا انسانهايى كه با واقعيات حيات آدميان آشنايى كامل داشته بتوانند كلياتى را از آنها انتزاع نمايد و بصورت قوانين مردم را به پيروى از آن وادار نمايند و چون متفكران نتوانستهاند پاسخ صحيح باين سؤال پيدا كنند ، ژان ژاك روسو مى گويد : « براى كشف بهترين قوانين كه به درد ملل بخورد ، يك عقل كل لازم است كه تمام شهوات انسانى را ببيند ، ولى خود هيچ حس نكند . با طبيعت هيچ رابطه اى نداشته باشد ، ولى آن را كاملا بشناسد . سعادت او مربوط به ما نباشد ، ولى حاضر بشود به سعادت ما كمك كند . . . بنا بر آنچه گفته شد فقط خدايان مى توانند چنانكه شايد و بايد براى مردم قانون بياورند » [١] .
البته مقصود « روسو » از خدايان ، آن اصطلاح باستانى است كه به هر انسانى
[١] قرارداد اجتماعى - ژان ژاك روسو - ترجمهء آقاى غلامحسين زيركزاده - چاپ سوم ص ٨١ .