ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢ - ديگر هيچ صدائى انسان ساز براى شنيده شدن طنين نمى اندازد
همهء اين جوامع سه گانه در يك واقعيت مشتركند و آن اينست كه براى حيات انسانى در اين كرهء خاكى منطق لازم الاجرائى سراغ ندارند ، تا گوش براى شنيدن صداهاى آن منطق فرا بدهند .
٥ - ربط جنان لم يفارقه الخفقان ( پيوسته با خدايش باد دلى كه از لرزش و هيجان محبت الهى و عظمت خداوندى جدا نمى گردد ) .
< شعر > الهى سينه اى ده آتش افروز در آن سينه دلى و آن دل همه سوز < / شعر > در مغز آدمى فعاليتهاى بسيار گوناگون وجود دارد ، مانند فعاليتهاى متنوع آگاهى ، انديشه و تصورات و تعقل و تخيل و تجسيم و تجريد و غير ذلك . هر يك از اين فعاليتها در نتيجهء وجود عوامل مخصوص به خود در مغز انسان به جريان مى افتد و كار خود را انجام مى دهد و سپس جاى خود را به فعاليت ديگرى كه بجهت استمرار عوامل بروز مى كند ، خالى مى نمايد .
مغز آدمى با هيچ يك از محصول آنها چنان رابطه اى برقرار نمى كند كه موجب تأثر مغز بوده كيفيت مخصوصى در آن به وجود بياورد ، بلكه مانند محصول يك كارگاه از مغز توليد مى شود و در شئون حيات مادى و معنوى تجسم مى يابد . بعنوان مثال فرض كنيم كه انديشه اى منظم و نتيجه بخش در كارگاه مغز به فعاليت افتاد و اين محصول ( كار خردمند با ارزش است ) را از دو قضيهء : « كار خردمند مفيد است » و « هر كار مفيد با ارزش است » بوجود آورد . محصول مزبور چه در ضمن نتايج ديگر و چه بطور منفرد ، با فرض صحيح بودن آن ، در شئون حيات آدمى وارد مى شود ، و ارتباط خود را از كارگاه مغز قطع مى كند ، باين معنى كه مغز چنان تأثرى از محصول مزبور ندارد كه مانند جزء يا حالت مستمرى براى آن محسوب گردد .
همچنين است تصورات و تعقلها چيزهائى را كه مغز تصور مى كند مانند ماه و درخت و شير . . . هيچ يك از آنها جزء يا حالتى از خود كارگاه مغز نمى گردد . وقتى كه ماه را تصور مى كنيم ، صورت ماه در ذهن ما براى لحظاتى منعكس مى شود ، يعنى آگاهى خاصى در مغز ما به وجود مى آيد ، هنگامى كه از موقعيت آن آگاهى منصرف