ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٧ - هشيار باشيد كه عوامل دگرگونىها به فعاليت افتاده است و شما در مجراى آزمايشها قرار گرفته ايد
در حال نطفه گى خفه شدهاند .
در بعضى از دورانها و جوامع بشكل مسخ شده اى بوجود خود ادامه دادهاند بطورى كه :
< شعر > گر تو به بينى نشناسيش باز < / شعر > ما در همين تاريخ بشرى تحولات فوق العاده اى را مى بينيم كه با بهترين هدف گيرىها و با جدىترين فداكارىها و خلوص نيّت شروع شده ، با بدترين وضعى بصورت وسيله اى براى بردگى انسانها در آمدهاند .
دگرگونىهاى بسيار ارزنده اى بوسيلهء مردان با عظمت بوجود آمدند و ديديم كه چه نتايج غير منتظره اى را با دست شخصيتهاى ديگر ببار آوردند . اگر هم جانب منطق بهترى را مراعات كنيم و بگوئيم : خود آن تحول نبود كه نتايج پيش بينى نشده را بوجود آورد ، مى توانيم بگوييم : كه بجهت انعطاف پايدارى كه در ذات انسانها خوابيده اغلب به بهانهء اين كه ما مى خواهيم خود را بسازيم ، دست به فعاليت مى زنند و مسير تحول سازنده را دستخوش دگرگونى قرار مى دهند .
٢ - بياد دارم كه يكى از روانشناسان روانپزشك در بحثى كه در بارهء انعطاف و قابليت بشر براى تحول داشتيم ، چنين گفت كه : بشر در هر دوره و هر جامعه و شرايطى هم كه متولد شود ، از صفر شروع مى كند .
اين جملهء بسيار پر معنايى بود كه مباحث ما را به نتيجهء كاملا مثبت و عينى منجر نمود . اين حقيقتى است غير قابل انكار كه در منابع اسلامى با تعبير زير از پيامبر اسلام نقل شده است كه : كلّ مولود يولد على الفطرة ثمّ ابواه يهوّدانه و ينصّرانه و يمجّسانه .
( هر مولودى كه ديده بدنيا مى گشايد ، با فطرت صاف و پاك متولد مى گردد ، سپس پدر و مادر او ، وى را يهودى يا نصرانى و يا مجوسى مى نمايند ) .
و معلوم است كه هيچ يك از عوامل وراثت نمى تواند سرنوشت قطعى كودك را تا پايان زندگى تعيين كند ، بلكه زمينهء مقتضى ولى قابل دگرگون شدن را در