ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥ - داستان ناكثين ( پيمان شكنان )
خوردگى شما را به فراست دريافته بودم ) .
داستان ناكثين ( پيمان شكنان ) براى توضيح لازم در بارهء ناكثين كه يكى از وقيحترين انحرافات بشرى ( پيمان شكنى ) را براه انداخته ، پيشرفت عادلانه ترين حكومت تاريخ را متوقف ساختند ، مجبوريم ، اصل داستان را بطور مختصر متذكر شويم و سپس با روش تحليلى نتايج و عوامل پيمان شكنى را مطرح نماييم : بنا به تحقيق شارحان نهج البلاغة ، از آن جمله ابن ابى الحديد ، امير المؤمنين ( ع ) اين خطبه را پس از پايان جنگ جمل بيان فرموده است و مخاطب در جملات فوق طلحه و زبير و پيروان آنان مى باشند .
اين دو نفر با امير المؤمنين بيعت كرده بودند . سپس با دغلبازىهاى معاويه ، از او روى گردان شده جنگ جمل را برپا كردند . داستان اين دو نفر بطور اختصار چنين است : « پس از آنكه مهاجرين و انصار با امير المؤمنين ( ع ) بيعت كردند . آن حضرت به معاويه نوشت : « مردم عثمان را بدون مشورت با من كشتند و سپس با مشورت و اجتماع ميان خود با من بيعت نمودند ، موقعى كه نامهء من بتو رسيد ، با من بيعت كن و بزرگان اهل شام را به نزد من بفرست » .
وقتى كه فرستادهء امير المؤمنين به نزد معاويه رسيد و معاويه نامهء آن حضرت را خواند ، مردى را از قبيلهء بنى عميس انتخاب نموده نامه اى بوسيله او به زبير بن عوام نوشت . در اين نامه جملات زير آمده است : « بسم اللَّه الرحمن الرحيم ، اين نامه از معاوية بن ابى سفيان است به بندهء خدا زبير امير المؤمنين : سلام بر تو باد ، پس از حمد و ثناى خداوندى ، من از اهل شام براى تو بيعت گرفتم ، آنان پذيرفتند و اجتماع به اين بيعت نمودند ، چنانكه گلهء گوسفند اجتماع مى كنند . تو كوفه و بصره را زير نظر داشته باش ، مبادا فرزند ابي طالب براى بدست آوردن آن دو شهر از تو سبقت بگيرد ، زيرا پس از رفتن اين دو شهر از دست