ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٠ - حيات در منطقهء ارزشها
پاسخ :
< شعر > پس بنايش نيست بر آب روان بلكه بر اقطار اوج آسمان < / شعر > مولوى حيات در منطقهء ارزشها براى اين كه حيات در نظر يك انسان وارد منطقهء ارزشها گردد ، بايستى : ١ - انسان احساس زنده بودن را داشته باشد . احساس زنده بودن ، برترى موجوديت او را بر ساير مواد جهان طبيعت اثبات مى نمايد . با احساس زنده بودن است كه آدمى خود را مسئول بارور ساختن اين پديدهء سازنده تلقى خواهد كرد .
٢ - نتيجه اى را كه احساس زنده بودن در بردارد ، اينست كه عظمت « خود » براى آن انسان روشن مى گردد ، لذا نمى تواند آشنايى با آن را از دست بدهد و با بيگانگى از خود زندگى كند .
٣ - حيات با احساس زنده بودن و آشنايى با خود كه واقعيت خود را نشان مى دهد و آدمى را از اين پندارهاى بىاساس كه حيات يك مفهوم تجريدى است [ كه ضمنا انسان را در سايه اى ابهام انگيز از حيات فرو مى برد ] نجات مى دهد .
٤ - تسليت با اين خيالات كه حيات جز پديدههاى گذران آن نيست ، اعلان مبارزه با موجوديت خويشتن است .
٥ - رابطهء حيات با پديدهها و فعاليتهايش رابطهء عليت نيست ، بلكه هر يك از آنها جزء تحول يافته اى از حيات است كه در سطح عميق روان بصورت ناب پايدار مى ماند ، و اين واقعيات ناب است كه عناصر شخصيت آدمى را مى سازد و سرنوشت ابديت او را تعيين مى نمايد .
پس از اين بررسى مختصر در بارهء حيات ، بخوبى روشن مى شود كه ورود حيات به منطقهء ارزشها ، بستگى به هدفگيرى خود ايده آل در بارهء آن دارد ، يعنى براى درك ارزش حيات بايستى ببينيم « خود ايده آل » آدمى از حيات خود كه در تحول و استهلاك دائمى است ، چه هدفى را منظور نموده است .
اين اصل عالى انسانى را هم پذيرفتهايم كه هيچ هدفى نبايد پستتر از موقعيتى