ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٢ - شناخت حق و باطل و تفكيك راه آن دو از يكديگر
از شكست جبران ناپذير شخصيت ايده آل او در گذرگاه حيات است ، نه از عوامل مخلّ موجوديت شخصى او كه ميدان فعاليت « خود طبيعى » است .
شخصيت فرزند ابي طالب كه در دوران حياتش ، زندگى ايده آل همهء انسانها را كه رهبرى آنان را بعهده دارد عنصر اساسى خود تلقى كرده است ، پيروزى خود را در رسيدن مردم به زندگى مزبور و شكست خود را در محروميت انسانها از آن زندگى مى داند .
حيله گرىهاى معاويه و معاويه صفتان ، فريب خوردگان مانند « طلحه » و « زبير » ها و سكوت گروهى ديگر كه مقدمه هايى براى پنهان شدن حق و آشكار شدن باطل ميباشد ، موجب گمراهىها و تسلط ستمكاران بر جامعهها مى باشد .
اينست عامل ترس امير المؤمنين كه بهيچ وجه جنبهء شخصى ندارد ، زيرا چنانكه توضيح داديم : او حيات را به گونه اى تفسير كرده بود كه آرامش و ترس ، لذت و الم ، پيروزى و شكست رويدادهايى مانند كفهاى ناپايدار حيات براى او تلقى مى گشت .
على بن ابي طالب رهبرى است كه از ريخته شدن قطرهء خونى بناحق مى ترسد ، لرزه و اضطراب همهء وجود او را فرا مى گيرد ، ولى از كشته شدن در راه حق و حمايت از انسان كمترين هراسى به خود راه نمى دهد ، زيرا زندگى براى او چنانكه گفتيم تنفس ضرورى و لذت بردن از خوشىها و فرار از ناگوارىهاى حيات طبيعى تلقى نشده است . بلكه حيات يك انسان ابدى كه خود جزئى از آن است ، ملاك شئون و پديدهها و فعاليتهاى او است .
١٣ - اليوم تواقفنا على سبيل الحقّ و الباطل ( امروز راه حق و باطل بر ما آشكار و از يكديگر تفكيك شدند ) .
شناخت حق و باطل و تفكيك راه آن دو از يكديگر تعريف حق و باطل كه دو مفهوم متضاد يا متناقضند ، خالى از اختلاف نظر نمى باشد . گروهى گفتهاند : حق عبارت است از هر واقعيتى كه مطابق قانون بوده باشد ، بنا بر اين ، باطل