ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦ - ٩ - شريك ساختن مردم ناشايست در مديريت اجتماع ، خيانت در امانتى است كه خدا و مردم به من سپرده اند
آن دو پيمان شكن نخست تعصب نژادى حكومت گذشته را اثبات مى كنند و مى گويند : ما به جهت آن نژاد پرستى سهمى در رياست و حكومت بدست نياورديم .
اكنون دوران تست ، اين خواستهء ما را عملى فرما يعنى ما بىپرده مى گوئيم كه ما رياست و مقام مى خواهيم .
اينست يكى از روشنترين دلايل تلاطم حكومت امير المؤمنين ( ع ) كه در گذشته وجود نداشته است . نتيجهء قطعى از مقايسهء دوران حكومت امير المؤمنين ( ع ) با ديگر دورانها همين است كه در ديگر دورانها خواستههاى چشمگيران عملى مى شده سر و صدايى وجود نداشته است . اين كه بعضى از محققان سرگذشت اسلام و مسلمين مى گويند : متأسفانه تعليم و تربيت پيامبر اسلام در افراد معدودى تأثير واقعى داشته است ، مطلبى است كاملا صحيح . مگر آيات قرآن و دستورها و رفتار پيامبر اكرم رياست خواهى را محكوم نساخته است مگر ملاك عظمت شخصيت در اسلام تقوى و فضيلت و انسانيت نيست ٩ - شريك ساختن مردم ناشايست در مديريت اجتماع ، خيانت در امانتى است كه خدا و مردم به من سپرده اند على بن ابي طالب ( ع ) پاسخ آن پيمان شكنان را چنين مى دهد : « به قسمت خداوندى در بارهء خود راضى شويد تا در بارهء شما بيانديشم و بدانيد من در امانتى كه به من سپرده شده است ، كسى را شريك نمى گردانم ، مگر اين كه اطمينان به دين و امانتش داشته باشم ، چه از ياران من باشد چه كسى ديگر » .
اين پيمان شكنان يا خيلى ساده لوح بودند كه تا آن موقع على بن ابي طالب را نمى شناختند و يا تب و تاب مقام پرستى آنان بقدر شديد بوده است كه آنان را در مقابل على ( ع ) به چنان هذيان گويىها وادار كرده بود . بعيد بنظر مى رسد كه عناصر و شئون شخصيت امير المؤمنين و آرمانها و هدفهاى حيات او بر اشخاصى مانند طلحه و زبير پوشيده بماند ، لذا بايستى وضع روحى آن دو نفر را با نظر به همان