ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٨ - ستم عامل سقوط تمدنها و متلاشى شدن اجتماعات
١ - ( إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَظَلَمُوا لَمْ يَكُنِ الله لِيَغْفِرَ لَهُمْ ) [١] .
( كسانى كه كفر ورزيدند و ظلم كردند ، شأن خداوندى نيست كه آنان را ببخشد ) .
٢ - ( إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ) [٢] .
( آنان كه ستم ورزيدند بزودى خواهند دانست كه به چه سرنوشتى دچار خواهند گشت ) .
٣ - ( فَاخْتَلَفَ الأَحْزابُ مِنْ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ) [٣] .
( واى بر كسانى كه ظلم ورزيدهاند ، از عذاب روزى دردناك ) .
٤ - ( وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ ) [٤] .
( قطعاً ، ستمكاران رستگار نخواهند گشت ) .
اين آيات نمونه اى از گروه آياتى است كه ستمكاران را دور و محروم از بخشايش خداوندى معرفى مى كند . در همين گروه آياتى را مى بينيم كه مى فرمايد : اگر ستمكاران توبه نكنند و ستمهاى خود را جبران ننمايند ، از رحمت الهى بدور و در عذاب ابدى غوطه ور خواهند گشت .
ستم عامل سقوط تمدنها و متلاشى شدن اجتماعات در يكى از مباحث گذشته تذكر داديم آن گروه از تحليلگران تاريخ و انديشمندان در فلسفهء آن كه عدالت را عامل اساسى اعتلا و پيشرفت اجتماع نمى داند و در سقوط تمدنها و متلاشى شدن اجتماعات ظلم و ستم را به حساب نمى آورد ، نتايج فكرى آنان ارزش علمى واقعى ندارد ، زيرا با تعريفى كه در بارهء عدالت گفتيم ، اثبات كرديم كه عدالت گردونهء اصلى حيات آدميان است . و چون خاصيت اساسى
[١] النساء آيهء ١٦٨ .
[٢] الشعراء آيهء ٢٢٧ .
[٣] الزخرف آيهء ٦٥ .
[٤] الانعام آيهء ٢١ .