ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٧ - هدفهاى اعلاى تقوى ورزيدن از ديدگاه قرآن
ناشى از فاصله اى كه شرايط گوناگون درك شونده با انسان درك كننده بوجود مى آورد ، ما را از تمييز واقعى حق و باطل و معرفتهاى تفسير كنندهء هستى ، بدون دخالت بازيگرى حسّى و ذهنى ، محروم مى سازد . در صورتى كه تكاپو در راه تصفيهء شخصيت و نگهدارى آن از آلودگىهاى حيوانى و درندگى و خودخواهىهاى متنوع ، براى ما آن فهم برين را بوجود مى آورد كه آگاهىهاى عالى را بدنبال دارد .
منكر اين گونه آگاهىها بايستى مقدار فراوانى از معارف عالى بشرى را كه شرق و غرب را فرا گرفته است ، ناديده بگيرد . آگاهىهاى مربوط به ارزشهاى عالى انسانى و فداكارىهاى حياتى در راه تحقق بخشيدن به آنها را نمى توان از محسوسات جهان عينى و از آن امور ذهنى كه مستند به محسوسات عينى است ، استنباط كرد . چنانكه از فعاليتهاى عقل نظرى كه وسيلهء فعاليتهاى فكرى معمولى است و دائما با فرمان شخصيت ساخته شده در محيط و ديدگاههاى محدود ، دست به كار مى گردد ، نمى توان توقع داشت كه بيك انسان اثبات كند كه انسانها را در امتيازات و نيروهاى خود ، مشترك بداند ، زيرا آن عقل نظرى كه تابع شخصيتهاى خودبين و خودخواه است ، جز سودجويى و انتخاب اصلح براى خويشتن منطق ديگرى ندارد ، از طرف ديگر :
< شعر > عقل سر تيز است ليكن پاى سست ز آنكه دل ويران شده ست و تن درست < / شعر > عقل نظرى در زمينهء خودمحورى مى تراشد و مى خراشد و مى كاود و مسئله اى را حل نكرده آن مسئله را با چند سؤال ديگر آبستن ساخته پيش روى متفكر مى گذارد و در هنگام خداحافظى هم مى گويد : من كارى با چون و چراها ندارم ، اينست كه مى بينى حيات از تكامل اجزاى ماده در مجراى قوانين طبيعت بوجود آمده رو به تكامل عالىتر مى رود . اين پاسخ هفت ميليون سؤال مربوط به حيات را حل و فصل مى نمايد .
« اين مطلب كه پيرامون پديدهء حيات هفت ميليون چون و چرا وجود دارد ، از آقاى اپارين دانشمند زيست شناس معروف اتحاد جماهير شوروى است » [١]
[١] اپارين در كتاب حيات ، طبيعت منشأ و تكامل آن ص ١٨٣ ترجمه آقاى هاشم بنى طرفى چاپ چهارم ، چنين مى گويد : « فقط از راه چنين برداشت تكاملى است كه امكان مى يابيم نه فقط بفهميم كه در بدن موجودات زنده چه رخ مى دهد و چرا رخ مى دهد ، بلكه همچنين خواهيم توانست به هفت ميليون چون و چرائى پاسخ بدهيم كه براى شناخت واقعى جوهر حيات در برابر ما قرار مى گيرند » .