ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١ - ديگر هيچ صدائى انسان ساز براى شنيده شدن طنين نمى اندازد
پرچم پيشرفت و تكامل بشرى به دوش ما است و همگان بايستى دنبال ما راه بيافتند به كجا به قهوه خانهء نهيليستى كه مدتى است با دست فرويد افتتاح شده ، هر گونه مشروبات ماكياولى و هابسى و داروينى و نيچه اى [١] را در زيباترين شيشههاى علم نما و قشنگترين پيالههاى هواخواهى از انسانيت در اختيار همگان مى گذارند . گوش اين افراد اين جوامع را بهم خوردن آن شيشهها و پيالهها پر كرده مجالى براى شنيدن صدائى انسانساز باقى نمى گذارد . وضع اين گونه جوامع در همين جا ختم نمى گردد . بلكه بنظر خواب رفتگان يا مستان آن جوامع ، ديگر انسانها بايستى اجازهء حق حيات منطقى را از آنان دريافت نمايند ٢ - جوامعى وجود دارند كه فشار قوانين پيش ساخته و بى اعتنا به خواستههاى قانونى مردم ، افراد آنها را از شنيدن هر گونه صدايى كه داراى طنين آزادى و ساير ارزشهاى انسانى بوده باشد ، محروم ساخته است . تنها يك بانگ نافذ شب و روز در فضاى اين گونه جوامع مى پيچد كه مى گويد : فقط ما چند نفر انگشت شماريم كه انسان و صلاح و فساد او را مى شناسيم و كسى دلسوزتر از ما براى نفوس انسانى وجود ندارد ، يعنى نمى تواند وجود داشته باشد ، يعنى نبايد وجود داشته باشد ٣ - جوامع ديگرى مشاهده مى شوند كه به خيال خودشان خوبىهاى دو نوع جوامع ( يكم و دوم ) را دارا بوده از بدىهاى آنان بركنار مى باشند . اگر وضع عمومى اينان بطور دقيق رسيدگى شود ، باين نتيجه خواهيم رسيد كه تفكيك خوبيها از بديهاى دو نوع جوامع مزبور كه مورد ادّعاى آنان مى باشد ، جز پندار و خيالات فريبنده اى كه در راه تسليت استخدام مى شوند ، چيز ديگرى نيست .
[١] ماكياولى نويسندهء سياسى كه مى گفت : بايستى سياستمدار براى رسيدن به هدف خود ، همهء واقعيات را وسيله قرار بدهد . هابس متفكرى كه مى گويد : انسان گرگ انسان است . داروين حيوان شناسى كه انتخاب طبيعى ( تنازع در بقا ) را قانون مطلق معرفى ميكند . نيچه متفكر يا نويسنده اى كه تنازع در بقا را شكل فلسفى هم مى دهد .