ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٣ - سينه هايى كه مبدل به قفسهء شيطان مى گردد
مشترك باش و بآنان وعده بده و شيطان به فرزندان آدم وعده اى جز فريبندگى نمى دهد . قطعى است كه تو اى شيطان ، سلطه اى بر بندگان من ندارى و پشتيبانى پروردگار تو كافى است ) .
توضيح - مقصود از شركت شيطان در اموال و اولاد و ساير شئون زندگى ، شركت محسوس و عينى نيست كه مانند يك پديدهء فيزيكى قابل مشاهده باشد ، بلكه منظور شريك شدن او در هدفگيرىها و انتخاب وسايل و ساير عوامل محرك انسانى در انديشه و گفتار و رفتار مى باشد . مانند شركت نفس كه مديريت غرايز حيوانى را دارد و در شئون زندگى داخل در هدف گيرىها و انتخاب وسايل و ساير عوامل محرك مى گردد . سهم آدمى در اين شركت گاهى بقدرى تقليل پيدا مى كند كه شئون زندگى آدمى تا حدّ مالكيت انحصارى شيطان و هوى و هوس در مى آيد . اين حدّ از تبهكارى در قرآن مجيد در آيهء زير گوشزد شده است : ( أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَه هَواه أَ فَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْه وَكِيلًا ) [١] .
( آيا ديدى آن كس را كه هواى نفسش را خداى خود قرار داده است ، آيا تو وكيل او مى باشى ) .
٣ ، ٤ - فباض و فرّخ فى صدورهم و دبّ و درج فى حجورهم ( اين موجود پليد در درون سينههاى آنان تخم گذارد و جوجه در آورد و حركت كرد و تدريجا در آغوش آنان نشست ) .
سينه هايى كه مبدل به قفسهء شيطان مى گردد آن سينهء آدمى كه جايگاه دل است و دل آدمى كه جايگاه تجلى انوار الهى است و انوار الهى كه از خورشيد عظمت خداوندى تشعشع مى كند ، با پيروى از شيطان مبدل به قفسه و آشيانهء دائمى شيطان مى گردد .
معناى قفسهء شيطان بودن آن نيست كه واقعا يك موجود فيزيكى در سينهء آدمى داخل شده در گوشه اى مى نشيند و شروع به امر و نهى مى كند . بلكه همان طور كه امير المؤمنين عليه السلام مى فرمايد :
[١] الفرقان آيهء ٤٣ و الجاثية ٢٣ .