ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٦ - چگونه دين پردهء تاريكى روى واقعيت مى كشد
عدهء ديگر از شارحان نهج البلاغه نيز همين معنا را كه شارح معتزلى آورده است ، بيان مى كنند .
ابن ميثم بحرانى نيز معناى جمله را شبيه به تفسير ابن ابى الحديد بيان نموده مى گويد : « اين جمله مانند تهديد است كه امير المؤمنين ( ع ) متوجه آن مردم مى كند و مى گويد : وظايف دينى من كه ايجاب مى كند رفتار من با شما مانند رفتار مسلمانان بوده با شما جنگ و پيكار نكنم و خشونت براه نياندازم ، [ بلكه با شما با نرمى و سهولت رفتار كنم ] حقيقت مرا از شما پوشانيده است ، ولى من با اخلاص و صدق نيتى كه دارم درون شما را كاملا مى دانم » [١] .
بنظر مى رسد كه جملهء مورد تفسير معناى مهمترى داشته باشد كه اين شارحان از آن غفلت نمودهاند : با نظر به جملهء بصر نيكم ( مرا به شما بينا ساخته است ) بايد جملهء سترنى عنكم بهمان معناى ( مرا از شما پوشانيده است ) بوده باشد ، نه بمعناى جلوگيرى كرده است . مخصوصا به قرينهء جلباب كه بمعناى پرده مى باشد .
بنا بر اين ، مفاد جملهء مزبور آگاهى امير المؤمنين و ناآگاهى و جهل آن مردم را بيان مى كند . يعنى من شما را مى شناسم و شما مرا نمى شناسيد .
و از روى همين نكته است كه ما در مجلد اول ( مقدمهء ترجمه و تفسير نهج البلاغه ) جملهء فوق را به ترتيب زير شرح كرديم : آن تبهكاران منافق و غوطه ور در رويدادهاى بى محاسبهء زندگى و آن بزنجير كشيده شدگان عادات و تقاليد ، معنايى از دين را حرفهء خود ساخته بودند كه بجاى آنكه بر آگاهىهاى آنها در بارهء واقعيات كمك كند ، عامل تخدير و نابينايى آنان گشته بود .
مسلم است كه با آن عينكهاى تعبيه شده از درونهاى ناپاك نمى توانستند شخصيت صريح و روشنتر از آفتاب على را به بينند ، ولى على بن ابي طالب ( ع ) به خوبى آنان را مى شناخت ، زيرا هنگامى كه آيينهء حق نماى دل به گرد و غبار و
[١] شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ج ١ ص ٢٧٣ .