ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٢ - خداوند عامل ظلم نيست
١ - خداپرست باشيد ، اين غريزهء كمال جو را در پرستش موضوعات ناشايست مستهلك نسازيد .
٢ - عدالت را ميان قيمتها و كالاهايى كه با مقدار معين بايد تشخيص داده شوند ، جدا مراعات كنيد .
٣ - اشياء مردم را از ارزش نيندازيد ) .
٤ - فساد در روى زمين بر پا نكنيد . مردمى را كه در مسير پيشرفت قرار گرفتهاند ، تهديد نكنيد .
٥ - قدر و ارزش اجتماع و تشكل خود را بدانيد .
در ميان اين مواد سازنده ، توضيحى در مادهء سوم كه فوق العاده با اهميت است بيان مى كنيم : « ارزش كار و كالا و انديشهء مردم را پايمال نكنيد » كلمهء « شيء » مانند وجود يا پس از آن عمومى ترين مفهومى است كه ذهن بشرى مى تواند آن را درك كند . در آيهء فوق كلمهء اشياء كه جمع شيء است مطرح و چنين دستور داده شده است كه ارزش هيچ شيء منسوب به انسان را كاهش ندهيد .
( وَإِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً ) .
بايستى ارزش كار بجاى آورده شود ، نه اين كه به آن چه كه انجام دهندهء كار قناعت بورزد ، كفايت كنيد . بعضى از اقتصاددانان گفتهاند : كارگر مى خواهد زندگى كند و كارى با ارزش حقيقى كار خود ندارد اين منطق از نظر پيامبران الهى چنانكه در آيهء فوق ديده مى شود ، محكوم است . زيرا پيامبران حيات انسانها و ارزش آن را مى شناسند و مى دانند : هر كارى كه از انسان صادر مى شود ، مقدارى از حيات او بآن كار مبدل شده است . لذا بايستى رضايت واقعى او در مقابل از دست دادن مقدارى از حيات بدست آورده شود ، در حقيقت معناى آيه با نظر به تحليل آن بر عوامل اوليهء كار و مزدى كه گرفته مى شود ، چنين است كه از ارزش حيات مردم نكاهيد . شايد معناى جملهء بعدى ( وَلا تُفْسِدُوا فِي )