ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٩ - هشيار باشيد كه عوامل دگرگونىها به فعاليت افتاده است و شما در مجراى آزمايشها قرار گرفته ايد
بعضى از بررسى كنندگان معاصر با اين كه معتقد به اسلام نيستند ، در آمارگيرىهاى خود به اين نتيجه رسيدهاند كه سازنده ترين فرد تاريخ و نيرومندترين انسانى كه در تاريخ بشرى تغيير ايجاد كرد : « محمد بن عبد اللَّه ( ص ) » بوده است . با اين حال اين دگرگونى و تغيير شخصيتى كه در مردم آن دوران ايجاد شده بود ، مانند يك جبر طبيعى محض نبوده است كه انعطاف ذاتى آنان را بكلى خنثى نمايد .
كارى كه پيامبر اسلام كرد ، اين بود كه بدبختى و پستى و سقوط قطعى را كه مردم آن دوران در آن غوطه ور بودند ، آشكار ساخته ، آنان را بزندگى وحشيانه رو به سقوط معترف ساخت . سپس با آن قدرت روحى و ملكوتى كه فوق آن تصور نمى شود ، راه مدنيّت و انسانيت و ارزشهاى اصيل را پيش پاى آنان بگسترانيد .
پوچى عادات و تقاليد كورانه را براى آنان اثبات نمود و لحظه اى از تكاپو و تلاش فروگذارى نكرد ، نتيجه اى كه از اين همه پويندگىها و فداكارىها و انديشهها با تأييد ربانى بدست آمد ، اين بود كه افكار و عقايد و روحيات مردم را براى حركت در مسير كمال واقعا هموار نمود بدون اين كه خلقت بنيادين غرايز حيوانى و اراده و اختيار و انديشهء آنان را دگرگون بسازد . لذا حركت آن مردم در مسير كمال و انتخاب مسير در سر دو يا چند راهى مستند به اختيارشان بود . اين حقيقت را خداوند متعال در آياتى متعدد از قرآن مجيد گوشزد فرموده است . از آن جمله : ١ - ( إِنَّا هَدَيْناه السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً ) [١] .
( ما انسان را به راه كمال هدايت نموديم يا شكر گذار مى شود و آن راه را پيش مى گيرد و يا كفران مى ورزد و از آن راه منحرف مى گردد ) .
٢ - ( لا إِكْراه فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ) [٢] .
( اكراهى در دين نيست ، راه رشد و گمراهى آشكار شده است ) .
٣ - ( فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ ) [٣] .
[١] الدهر آيهء ٣ .
[٢] البقرة آيهء ٢٥٦ .
[٣] الغاشية آيهء ٢٢ .