ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤١ - انكار پس از اقرار پذيرفته نمى شود
زنجير احساسات دست و پاى آدمى را مى بندد و فرصتها را خاكستر مى كند ، بلكه حتى تجسيمها و انديشههاى خارج از اصول و هدفهاى مستقيم عمل نيز موجب سستى تصميم براى اقدام مى گردد ، زيرا با گسترش تجسيمها و انديشههاى غير مستقيم در بارهء موضوع عمل ، احتمالات و خيالات نيز گسترش پيدا مى كنند و آدمى را به جاى ورود به ميدان عمل به بازى با « شايد » و « اگر » و « ممكن است » و « بعيد نيست » مى گيرد .
مسئلهء دوم - در شئون زندگى فردى و اجتماعى ، هر جا كه احساسات و هيجانات همهء ميدان موقعيت را فرا بگيرد ، معلوم مى شود كه آن موقعيت به كمبود منطقى مبتلا است و گردانندگان آن موقعيت ، مى خواهند با ابراز احساسات و هيجانات بيش از حدّ آن كمبود را جبران نمايند .
مكتبها و ايدههاى تحول انگيز اجتماعات بشرى در گذرگاه تاريخ غالبا با كمبود مزبور روبرو گشته ، از شعارها و احساسات زود گذر بهره بردارى كردهاند و پس از انتقال به موقعيت بعدى نواقص و نارسايىهاى فراوانى سر راه آنان را مى گيرد و آنان تكميل و جبران آنها را به قرون آينده موكول كردهاند مسئلهء سوم - بهره بردارى مثبت از احساسات و تحرك هيجانها در دو مورد اساسى كاملا منطقى است : مورد يكم - بكار انداختن و بكار بردن آنها در موضوعات خاصّ خود ، مانند قابل پذيرش ساختن عواطف مادرى و همسرى و چشانيدن طعم حيات و غير ذلك و در موضوعات عالىتر مانند قابل پذيرش ساختن عدالت و تعاون و آزادى صحيح براى همگان و تعديل قدرتها و امانت تلقى كردن امتيازاتى كه نصيب فرد يا جامعه اى مى گردد .
دليل احتياج اين گونه موضوعات به تحريك و تقويت احساسات ، اينست كه در برابر قدرت غير قابل شكست خود خواهى و اصل تنازع در بقا كه سطوح تعقل بشرى را تحت الشعاع قرار داده است ، راه ديگرى جز بكار انداختن احساسات پاك بشرى و قابل درك ساختن اين كه