ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٣ - به بيان دردها نپردازيد ، درمان دردها را بگوئيد
نوع يكم - دردهايى كه ضرورتهاى وجودى انسان ايجاب ميكند . قسمت يكم بازگو كنندهء اين نوع دردها است . بنظر نمى رسد انسانهاى خردمند از اين نوع دردها باضافهء احساس تلخى آنها ، به اختلالات روحى هم دچار شده بگويند : چرا ما درد مى كشيم ، مخصوصا با آگاهى به امتيازات و عظمتهايى كه در حيات خود بدست مى آورند و مى دانند كه اين گونه دردها در جريان حكمت الهى در عالم خلقت قرار گرفتهاند ، مانند ساييده شدن تارهاى وسيلهء موسيقى كه در عين ساييدگى آهنگ هدفگيرى شده اى را به وجود مى آورند .
نوع دوم - دردهايى است كه دست انسانى به وجود مى آورد و موجب سلب قدرت و اختيار مى گردد .
قسمت دوم و سوم از عوامل كه متذكر شديم ، علل اصلى اين نوع دردها مى باشند .
علت اساسى هر دو قسمت ( زورگويى انسانهاى ديگر و خودكامگى و هوى پرستى خود انسان ) خود خواهى نابخردانهء آدميان است كه دمار از روزگار آنان بر مى آورد و همهء ارزشها و اصول و قوانين آنان را در هم مى ريزد و هر روز دردهاى تازه اى به دردهايشان مى افزايد كه كمترين آن دردها تنفّر و عداوت و خصومتهاى نابكارانهء انسانها با يكديگر است . با نظر به ملاحظات فوق نسخهء واقعى اساسىترين درمان دردهاى بشر كه ريشهء آنها را نابود مى سازد ، سه دستور دارد : ١ - خود خواهى را تعديل كنيد .
٢ - خود خواهى را تعديل كنيد .
٣ - خود خواهى را تعديل كنيد .
پيش از آنكه عمل به اين نسخه را شروع كنيد ، اين خيال شيطانى را كه يكى از مؤثرترين فعاليتهاى خودخواهى است از مغز خود بيرون كنيد كه مى گويد : اين يك نسخهء مذهبى و اخلاقى و اوتوپيايى است و براى موعظه و پند و اندرز به درد مى خورد نه براى ايجاد تحول عينى در حيات بشرى بسيار خوب ، اين نسخه را پاره كنيد و به دور بريزيد و جوامع بشرى را به