ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٨ - گنهكاران و پايان سرنوشت آنان
قبيل شرم و پشيمانى و تأسف و درك انحراف از اعتدال مطرح بوده ، هر معصيتى تقريبا توأم با بعضى از آن پديدهها بوده است .
در دوران ما گنهكاران را نه تنها هيچ يك از آن پديدهها بيدار نمى سازد ، بلكه آنها را به مسخره مى گيرند . علت اساسى اين بىپروائى مهلك را از دو موضوع مهم مى توان سراغ گرفت : موضوع يكم - گستاخى و شهرت پرستى بعضى از متفكر نماها است كه براى اين كه شهرتى جهانى بدست بياورند ، دست به اصلشكنى و قانون كشى مى زنند ، مردم از صداى شكستن اصول و قوانين ، حالت بهت و تشنج پيدا مى كنند و اين آقايان در دريايى از لذت غوطه ور ميشوند كه توانستهاند جامعه يا جوامعى را با اصلشكنى مبهوت بسازند يكى پيدا مى شود و مى گويد : ارزيابى راستگويى و دروغگويى جنبهء علمى ندارد ديگرى مى گويد : زنا با رضايت طرفين اشكالى ندارد سومى مى گويد : هدف اساسى تجارت و سوداگرى حدّاكثر بهره بردارى از كار تجارت است .
انحصارات و امتيازات و احتكارها كه وسايل ساده اى هستند و در اختيار افرادى معدود قرار مى گيرند ، از همين هدفگيرى ناشى مى گردند . از طرف ديگر : عرضه و تقاضاهاى مصنوعى جريانات طبيعى اقتصاد را بر هم مى زند .
اين همه ناهنجارىهاى اقتصادى و اجتماعى اشكالى ندارد گناه يعنى چه از جنايات فراوانى كه امروزه بشر را با اشكال گوناگون بدون احساس مسئوليت در خود مى فشارد ، صحبت نكنيد .
گناه يعنى چه مگر آقاى « راسل » در پاسخ سؤال « كاپلستون » در فرق ميان يك جنايتكار