ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٢ - خداوند عامل ظلم نيست
در بارهء چه موضوعى انديشيدى گفت : در بارهء خدا .
مولانا فرمود : نتيجهء فكرت بكجا رسيد گفت : وجود خدا را با چند دليل تازه اثبات نمودم .
مولانا فرمود : ديشب در چه ساعتى از اين تفكرات فارغ شدى گفت : پاسى از شب گذشته بود .
مولانا فرمود : ديشب پاسى از شب گذشته بود ، جبرئيل بر من نازل شد و گفت : خدا بر تو سلام مى رساند و مى گويد : از طرف من از آن شخص كه وجود مرا اثبات كرده است ، تشكر كن و من از لطف و محبت او بسيار ممنونم كه مرا اثبات كرده است اين آقايان هم در قضاوتهاى خود ، خدا را ممنون مى كنند و يا او را ناراحت نموده به شب بيدارى مبتلا مى سازند آخر لحظه اى نمى انديشند كه ظلم يعنى انحراف از قانون ، انحراف از قانون يعنى زير پا گذاشتن واقعيات . چگونه تصور مى شود كه خداوند واقعيتى را كه كمترين نيازى به آن نداشت كه بوجود بياورد آن را بيافريند و آن گاه آن واقعيت را ناديده بگيرد اين ساده لوحان ممكن است داراى معلومات و اطلاعات مفيد فراوانى بوده باشند ، ولى اين اصل را در نظر نمى گيرند كه :
< شعر > اين جهان كوه است و فعل ما ندا سوى ما آيد نداها را صدا < / شعر > درست است كه كوه و وضع هندسى آن و صوت و خواص موجى آن ، جلوه هايى