ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٣ - فتنه اى كه در دوران زمامدارى امير المؤمنين بوجود آمده بود
( آنان را كه صبحگاه و شامگاه پروردگار خود را مى خوانند و تنها خود او را مى خواهند ، طرد مكن ، چيزى از حساب آنان بر تو نيست و چيزى از حساب تو بر آنان نمى باشد ، اگر آنان را طرد كنى از ستمكاران خواهى بود ) .
آيهء مورد بحث مى گويد : برقرار كردن تساوى ميان همهء افراد جامعه و اين كه آن بينوايان شايستهء پرچمدارى رشد و تكامل شدهاند ، براى آن اغنياء و اشراف گران آمده ، مى گفتند : شگفتا ، اين بينوايانند كه خدا آنانرا بر ما برترى داده رهروان منزلگه كمال معرفى مى نمايد خداوند خطا و اشتباه آنان را گوشزد نموده مى گويد : از حكمت عاليهء ما است كه بدون توجه به موقعيّتهاى دروغينى كه انسانها در زندگى اجتماعى براى خود كسب مى نمايند ، مردم آمادهء پذيرش واقعيت را [ اگر چه در پايينترين سطوح مجتمع جاى گرفته باشند ] مورد عنايت قرار داده ، پيشروان قافلهء تمدنها مى نماييم .
اين يك آزمايش بسيار مهمى است كه چشمگيران با اعتقاد به انحصار شايستگى در خويشتن ، در آن قرار مى گيرند .
درون آنان با محتويات خودخواهىها و خود كامگىها و صدها پديدههاى ناشى از اصول خودمحورى ، متلاطم مى شود و حالت مفتونى پيدا مى كنند .
اگر آنان لحظاتى بينديشند و از عقل و وجدانشان اطلاعات مستقيم و ناب در بارهء موجوديت واقعى خود به دست بياورند ، اين حق روشن را خواهند ديد كه همه چيز را مى دانند جز اين حقيقت را كه چنانكه اشكال چشم و ابرو و اندام و لباس بازگو كنندهء حقيقت حيات و روح آدمى نيست ، همچنان اشكال چشمگيرى كه آنان از موجوديت دروغين خود با زيركىها و حيله گرىهاى گوناگون در جامعه منعكس ساختهاند ، كمترين دلالتى بر واقعيت آنان ندارد .
اى كاش يك هزارم كوششها و تكاپوهايى را كه براى منعكس ساختن خود دروغين در جامعه صرف كردهاند ، در تفسير و توجيه معناى انسان مبذول مى نمودند تا بفهمند كه امتياز و عظمت واقعى بيش از يك عامل ندارد و آن عبارتست از احساس