ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٨ - مسئلهء دوم - عوامل بروز فتنه ها
اگر بنا باشد به فعليت رسيدن قدرت ، موجب نابود شدن قدرتهاى ديگرى باشد كه حتى در ضعيفترين شاخ يك مورچهء خزيده در لانهء خود ، جلوه گر مى شود ، اين به فعليت رسيدن اشباع وحشيانهء حسّ خودخواهى است ، نه به فعليت رسيدن قدرت كه با نظر به حيات مجموع انسانها ، امانتى است در دست بعضى از آنها كه در صلاح مجموع حيات بكار ببرد .
نيز اگر چنين فرض كنيم كه به فعليت رسيدن قدرت عبارت است از دارا بودن به عامل نابودى ديگران ، در اين صورت ما ناتوانى و زبونى انسان را در برابر مواد آتشفشانى كه در درون دارد و مى تواند خود او و ديگران را به مرگ و نابودى بكشاند ، قدرت ناميدهايم اينان حتى آن اندازه قدرت ندارند كه خود را آماده كنند و در اين حقيقت بينديشند كه چرا همهء مكتبهاى انسانى و همهء انسان شناسان كه از مجموع تاريخ حيات امير المؤمنين ( ع ) اطلاعى دارند ، او را بعنوان قدرتمندترين مرد تاريخ معرفى مى كنند آيا اين قدرتمندى جز اين است كه امير المؤمنين ( ع ) توانسته است خود را از محاصرهء خودمحورى در آورده همهء انسانها را در درون خود جاى بدهد جاى دادن همهء انسانها در درون و همهء آنها را اجزائى براى خود فرض كردن ، نمونه اى از قدرت الهى را نشان مى دهد كه ساير قدرتمندان باصطلاح معمولى كه در محاصرهء « خود محورى » زود گذر قرار گرفتهاند فاقد آنند .
اگر انسانى بتواند آگاهى كافى در بارهء حيات آدميان به دست بياورد ، خواهد ديد : اصل قدرت شكافتن محاصرهء « خودمحورى » است كه مى تواند عامل خوش بينى بانسانها باشد ، نه قرار گرفتن در محاصرهء « خود محورى » كه پستترين و زشتترين ناتوانىهاى بشرى است .
گروه خوش بينان اصطلاحى كه در اين مبحث مطرح كرديم ، هر گونه فتنه و آشوب را مطابق قانون قلمداد مى كنند و نمى دانند كه سوختن انبار آذوقهء مردم با افتادن آتش در آن ، يكى از جلوه گاههاى قانون علت و معلول است كه طبيعت در