ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٦ - مسئلهء دوم - عوامل بروز فتنه ها
مثبت ، پديدهء آشوب را تصحيح و تثبيت نمى كند ، بلكه با نظر به ماهيت آن ، و مختصات مفيد و مضرّى كه دارد ، شبيه بيك بيمارى اجتماعى است كه فى نفسه درد آور و ضرربار است . در جنب اين بيمارى انسانهايى مى توانند با تحقيق در ماهيت و مختصات آن ، همچنين با كوشش براى پيدا كردن درمان آن ، فوايدى را بدست بياورند .
دوم - تحولات مفيد بر حال بشرى را نبايد با آشوبها اشتباه كرد ، زيرا تحولات مفيد در حقيقت عبور از موقعيتى پست به موقعيت عالىتر است ، در صورتى كه آشوب عبارت است از بهره بردارى نابكارانه از موقعيت فتنه انگيز كه از اختلاط حق و باطل ناشى مى شود .
مسئلهء دوم - عوامل بروز فتنه ها اگر چه طبيعت انسانى بجهت غريزهء خودخواهى ، همواره عامل فتنه و آشوب را در درون خود مى پروراند ، ولى قوانين و مقرراتى كه براى مبانى و شروط زندگى اجتماعى وضع شدهاند ، از فعاليت غريزهء مزبور براى براه انداختن آشوب جلوگيرى به عمل مى آورند .
از طرف ديگر عامل مذهب و اخلاق كه اساسىترين نيرو براى تعديل خود خواهى محسوب مى شود ، در جلوگيرى از فتنه و آشوب اساسىترين نقش را مى تواند بعهده داشته باشند .
ما عوامل انسانى فتنهها را در گروه دوم از مسائل مشروحا بررسى خواهيم كرد ، لذا در اين مبحث مى پردازيم به عوامل موضوع فتنهها كه يكى از آنها عبارت است از اختلاط حق و باطل در يك حادثه يا يك واقعيت .
مقصود از اختلاط حق و باطل آن نيست كه اين دو موضوع در يكديگر فرو مى روند و يك پديدهء واحد غير قابل تفكيك به وجود مى آورند ، زيرا اين دو متضاد هرگز يكى نمى شوند ، بلكه منظور نزديك شدن آن دو بيكديگر مى باشد ، بطورى كه اداره كنندگان فتنه و آشوب مى توانند يكى از آن دو را به وسيلهء تلقين و صحنه سازىهاى هشيارانه حذف و ديگرى را براى مردم ساده لوح جلوه بدهند ، مثلا