ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٦ - نظريهء دوم
كرد كه اشتباهات و خطاهاى بسيار بزرگ از بزرگانى بيادگار مانده است كه موجب ركود حقايق فراوانى گشته است . آيا چنانكه در مبحث پيشين گفتيم : خطاى اصالت بردگى در اجتماع ، از ارسطو كه بدون ترديد از پيشتازان علم و معرفت است ، صادر نشده است آيا جواز طفره ( انتقال جسم از مكانى بمكان ديگر بدون طى مسافت ) از نظام متكلم مشهور مطرح نشده است آيا نفى حركت در عالم طبيعت كه در نادرستى و غلط بودن كمتر از مبارزه با خويشتن نيست از زيتون با آن پارادوكسهايش اعلام نشده است آيا فيثاغورث نگفته است حقيقت اشياء عدد است آيا بعضى از فلاسفه براى منحصر كردن عناصر در چهار تا ( آب و آتش و خاك و باد ) استدلال عقلى نكردهاند آيا هويگنس براى تفسير تموج نور ، اتر را بغلط در علم وارد نساخته است بنا بر اين ، اين مطلب را بايد مورد توجه قرار داد : كه استناد نظريه در علوم انسانى به شخصيتهاى مشهور نبايد ما را از نعمت عظماى چون و چرا محروم بسازد .
در اين بحث فوق العاده با اهميت ( آيا انسان طبيعتا خوب است يا بد ) قناعت به اين كه : توماس هابس متفكر است ، ماكياولى انديشيده است ، فردريك نيچه صاحبنظر است ، در حقيقت ، كشاندن فكر آدمى به بن بست است .
اطلاع و آگاهى از نظرات شخصيتها بلى ، ولى قرار گرفتن كوركورانه در ميدان جاذبيت آنان ، نه .
در اينجا سؤالى پيش مى آيد كه شايستهء توجه است و آن سؤال مربوط به ارزش استناد به شخصيتها است كه چه مقدار و چگونه بايد از شخصيتها در ميدان معرفت و عمل بهره بردارى نمود عرض ميكنم : با نظر به ملاك بحث ما ، شخصيتها بر سه نوع عمده تقسيم مى گردند : نوع يكم - شخصيتهايى هستند كه مبناى كار فكرى و عملى آنان ، حواس